تالار حافظ

دوشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸۳

 

برای تحلیل وضعیت اوراق بهادار در بورسهای دنیا روشهای مختلفی ارئه شده اند که سه دسته از آنها دارای طرفداران زیادی است:

ديدگاه چارتيستى / ۲- ديدگاه بنيادى / ۳- ديدگاه سبد سهام (نظريه مدرن پورتفوليو يا MPT)

در اينجا قصد تحليل اين سه ديدگاه را نداريم و فقط با اشاره اى گذرا در مورد آنها به مطلب اصلى مى پردازيم. در ديدگاه چارتيستى تحليل كنندگان بازار سرمايه اعتقاد دارند كه روند گذشته قيمت يك سهم به خوبى نمايش دهنده تغييرات آن سهم در آينده است به همين خاطر اين گروه را چارتيست ها يعنى كسانى كه بر مبانى كردارى به تحليل اوراق بهادار مى پردازند، مى نامند. ديدگاه اين گروه بيشتر ديدگاهى كوتاه مدت است اما بازدهى كه نصيب آنها مى شود بستگى به شرايط هر بورس دارد.

در ديدگاه بنيادى، همان طور كه قبلاً گفته شد، براى بررسى يك سهم يا ساير اوراق بهادار به تحليل هاى كردارى اكتفا نكرده بلكه معتقدند كه بايستى از ريز اوضاع آن ورقه آگاه بود. مثلاً در مورد يك سهم مى گويند بايستى به حداقل ۵-۱۰ فاكتور اساسى آن شركت در طول زمان توجه كرد.

ديدگاه سبد سهام يا نظريه مدرن پورتفوليو از جديدترين ديدگاه ها در مورد تحليل بازار سرمايه است. در اين ديدگاه سعى بر آن است تا با انتخاب چند سهم و يا ساير اوراق بهادار ريسك سبد را به حداقل رساند و در ضمن بازده مناسبى نيز دريافت كرد. و حتى گاهى در اين ديدگاه مى گويند كه اگر به صورتى تصادفى مثلا از ميان ۳۸۰ شركت موجود در بورس تهران ۲۰ شركت انتخاب شود ريسك و بازده به حداقل مقدار خود خواهد رسيد.

ما در اينجا قصد نداريم بررسى كنيم كه كدام گزينه از موارد بالا بهتر است يا بدتر بلكه مى خواهيم بدانيم رفتار موجود در معاملات بورس تهران، سهامداران را به سمت كدام ديدگاه مى كشاند، البته بررسى دقيق و علمى اين موضوع نياز به تحقيقات مفصلى دارد كه هم وقت بر است و هم هزينه بر. من فكر مى كنم كه روند معاملات بورس اوراق بهادار تهران به گونه اى است كه سهامداران را به ديدگاه چارتيستى مى كشاند و آنها به طور تجربى دريافته اند كه اين نوع رفتار بازده نسبتاً خوبى را نصيبشان خواهد كرد و البته اين رفتار سهامداران بدون آگاهى آنها از اين ديدگاه است. و در نتيجه به همين خاطر است كه سهامداران جزء بايستى دنباله رو كسانى باشند كه با روابط قوى با كارگزاران روند معاملات را به صورتى كه خودشان مايلند مى كشانند.

براى اثبات اين مدعا مى توان روند عرضه و تقاضا براى سهام شركت هاى مختلف را بررسى كرد اگر سرى به اين جداول زده شود هميشه شاهد ناهماهنگى هاى زيادى در دو طرف عرضه و تقاضا هستيم. در اين جداول سه دسته نمود زيادى دارند:

۱-
شركت هايى كه نه تقاضا دارند و نه عرضه (مانند شركت هاى صنعت نساجى در طول يكى دو سال اخير، البته مشخص نيست كه همچنان از ديد سهامداران عمده و داراى روابط قوى به دور بمانند.)

۲-
شركت هايى كه فقط تقاضا كننده دارند و به اصطلاح صف فروش تشكيل شده است. مانند شركت سرمايه گذارى آذربايجان در طول دو هفته اخير، تكنوتار، داده پردازى ايران در طول چند روز اخير و .....

۳-
شركت هايى كه فقط عرضه دارند مانند شركت سرمايه گذارى آذربايجان در طول دو روز اخير و احياناً شركت داده پردازى ايران و تكنو تار در روزهاى آينده و ....

همان طور كه ديده مى شود اگر بررسى دقيق ترى از اين جداول بشود خواهيم ديد شركت هايى كه چند روز صف خريده داشته اند بلافاصله صف فروش براى آنها تشكيل شده است. اين موضوع به راحتى نمايان مى كند سهامداران كه بايستى به طور عقلايى دنبال حداكثر كردن سود و بازدهى خود باشند به طور خود به خود در بورس اوراق بهادار تهران به سمت ديدگاهى كوتاه مدت و سفته بازانه مى روند و ما هرگز با امور دستورى نمى توانيم آنها را وادار به ترك اين امر بكنيم، همان طور كه آقاى عبده در مصاحبه هاى خود بيان مى كند قصد ما اين است هيچ سفته بازى در بازار نباشد.

بايد اشاره كرد هنگامى سهامداران بازار سفته بازى- نوسانگيرى- را ترك مى كنند كه منفعت آنها ترك آن را ايجاب كند و به سمتى بكشاند كه بازدهى بيشترى از آن متصور است مثلاً به سمت ديدگاه بلند مدت در سرمايه گذارى.

به نظر نگارنده از يك سو: در اين بورس كه اكنون به شدت به دنبال افزايش كمى تالار ها و به خانه بردن سهام در خانوارهاى ايرانى است دفاع از كوپن سهام هم در اين راستا است، و با اين وضع نابسامان اشتغال جوانان و افزايش توقعات مردم و جوانان براى سريع تر پولدار شدن و تبليغات شديد مبنى بر هجوم مردم به بورس و بازده زياد آن در مقايسه با ساير بازارها و از سوى ديگر: با مشاهده ناكارآمدى هاى فراوان در بورس اوراق بهادار- به علل مختلف- و كمبود تحليلگران مالى و عدم نياز سهامدارن جزء به آنها (به اين نكته توجه كنيد)، هيچگاه از سهامداران جزئى كه امروز هدف تبليغات قرار گرفته اند نمى توان انتظار داشت تا با ديدگاهى بلند مدت و بدون توجه به اصول نوسانگيرى و سفته بازى سرمايه خود را وارد بورس كند.

و ما اگر روزى در جداول عرضه و تقاضا ديديم براى همه شركت ها عرضه و تقاضاى متناسب وجود داشت مى توان گفت اولين گام را براى توجه به ديدگاه بلند مدت- و ديدگاهى كه مد نظر دبيركل است مبنى بر جمع آورى سرمايه هاى كوچك در بورس- برداشته ايم. خوشبختانه فكر مى كنم حضور بازارگردانان- اگر خود منشاء دلالى هاى بيشتر نشوند- در بورس مى توان گام مثبت و مهمى براى اين قضيه باشد. و در آخر بايد بگويم كه: «اصلاح هر حركتى نياز به زمان دارد و ما هنوز در آغاز راهيم

منبع: وبلاگ نوسانات

مهرداد حسینی
پنجشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸۳

۸ توصيه برای موفقيت بلند مدت در بازار سهام

 

 

 

   با وجود اينكه هيچ قاعده مشخصي براي خريد و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولي قواعد خاصي وجود دارد كه قابل رد كردن نيست.

   در اين مقاله، چند قاعده عمومي كه مي‌تواند به سرمايه‌گذاران درك بهتري از شرايط بازار با ديد بلند مدت بدهد مرور مي‌شود.

   توجه داشته باشيد كه اين توصيه‌ها بسيار عمومي هستند و هر كدام نسبت به شرايط ممكن است كاربردهاي متفاوتي داشته باشند ولي هر كدام از توصيه‌ها داراي مفاهيم پايه‌اي هستند كه مي‌توانند شما را به يك سرمايه‌گذار آگاه تبديل كند.

  -1 فروش سهام زيانده و نگهداري سهام سودده:

    معمولا سرمايه‌گذاران سهامي كه افزايش قيمت پيدا مي‌كنند مي‌فروشند ولي سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را به اميد بالا رفتن قيمت نگهداري مي‌كنند.

   اگر سرمايه‌گذار زمان صحيح براي فروش سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را تشخيص ندهد ممكن است كه سهام پس از مدتي كاملا بي‌ارزش شود. البته نگهداري سهام ارزشمند و فروش سهام كم‌ارزش از نظر تئوريك ايده جالبي است ولي در عمل مشكل است.

   اگر سياست شما براي سبد سهام فروش سهام پس از يك ميزان افزايش مشخص (به عنوان مثال 2 برابر) باشد ممكن است هرگز در بازار سهام موفق نباشيد. توصيه مي‌شود سهامي كه آينده خوبي دارند را به واسطه سياست‌هاي غلط شخصي دست كم نگيريد.

   اگر شما درك خوبي از پتانسيل سرمايه‌گذاري خود داريد ممكن است سياست‌هاي غلط شما باعث محدود‌كردن سود شما شود.

   در مورد سهامي كه با كاهش قيمت مواجه مي‌شوند واقع‌بين باشيد و در عين حال پتانسيل‌هاي سهم را نيز در نظر بگيريد.

   مهم اين است كه اگر در تشخيص سهامي كه انتظار آينده خوب براي آن را داشته‌ايد، دچار اشتباه شده‌ايد واقع‌بين باشيد.

   از فروش سهام زيان‌ده نترسيد زيرا ممكن است براي جبران ضرر زمان را از دست بدهيد.

   در هر صورت مهم اين است كه شركت‌ها را با توجه به امكانات و توانمندي‌هايشان ارزيابي كنيد.

   فقط به خاطر داشته باشيد كه اجازه ندهيد ترس بازده شما را محدود كند يا باعث زيان بيشتر شود.

   -2شايعات بازار را جدي نگيريد:

   شايعات موجود در بازار را جدي نگيريد حتي اگر از طرف دوست شما و يا شخص مطلع در بازار باشد زيرا هيچ‌كس نمي‌تواند پيش‌بيني درستي از آينده يك سهم داشته باشد.

   زماني كه شما سهمي را براي خريد انتخاب مي‌كنيد مهم اين است كه دليل انجام اين كار را بدانيد.  تحقيق كنيد و شركت مورد نظر را ارزيابي كنيد. تكيه بر شايعات ديگران به نوعي شبيه قمار است پيش از تصميم به خريد  ممكن است در برخي موارد تكيه بر صحبت‌هاي ديگران سودده باشد ولي اين عمل شما را از تبديل شدن به يك سرمايه‌گذار مطلع باز مي‌دارد و اين آگاهي تنها رمز موفقيت درازمدت است.

   -3 با نوسانات جزئي دلسرد نشويد:

   در بند 1 اهميت تشخيص به موقع سودآوري سهام بيان شد. به عنوان يك سرمايه‌گذار با ديد بلندمدت، نگران تغييرات قيمت در كوتاه مدت نباشيد.

   به خاطر داشته باشيد كه به جاي نگراني نسبت به نوسانات اجتناب‌ناپذير در كوتاه مدت به سرمايه‌گذاري خود مطمئن باشيد.

   يك سري از سرمايه‌گذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولي سود بلندمدت وابسته به تغييرات ديگري در بازار است كه ممكن است چند ماه به طول بينجامد. پس ديد خود را برروي نظرات و تحقيقات خود متمركز كنيد.

   -4روي نسبت P/E تاكيد نكنيد:

   سرمايه گذاران معمولاً اهميت زيادي براي نسبت P/E قايل هستند. با وجود اينكه اين نسبت ابزار مهمي در بازار است ولي اتكاي تنها بر روي اين متغير براي خريد يا فروش خطرناك است. اين نسبت بايد در تركيب با شاخص‌هاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين نسبت پايين P/E نشانگر ارزش بيشتر سهم نيست همان طور كه نسبت بالا نشانگر پايين‌تر بودن ارزش واقعي سهام نمي‌باشد.

   -5به دام سهام ارزان قيمت نيافتيد:

    ممكن است برخي تصور كنند كه سهم ارزان قيمت زيان كمتري دارند. در حقيقت سهام ارزان قيمت بسيار ريسكي‌ تر از سهام با قيمت بالا هستند.

  -6 انتخاب يك استراتژي مشخص و تمركز روي آن:

   افراد مختلف روش‌هاي مختلفي براي خريد يا فروش سهام در بازار

بر مي‌گزينند. روش‌هاي مختلفي براي موفقيت در بازار وجود دارد و روش هيچ كس بر بر ديگران ارجحيت ندارد سرمايه‌گذاري كه روش مشخصي براي خريد سهام نداشته باشد ممكن است در بلندمدت با زيان مواجه شود.

   -7آينده‌نگر باشيد:

   سخت‌ترين بخش سرمايه‌گذاري در بازار سهام اين است كه سرمايه‌گذار تصميماتي را اتخاذ مي‌كند كه نتايج آن در آينده مشخص مي شود نكته اي كه بايد مدنظر داشت اين است كه با وجود استفاده از اطلاعات گذشته براي تصميم‌گيري،‌ آينده همه  چيز را مشخص مي‌كند. اگر پس از اينكه سهام يك شركت با رشد قيمت مواجه شد اين سوال را از خود بپرسيد كه آيا اين سهم مي‌تواند بالاتر رود اين سوال شما را گمراه مي‌كند. درحالي‌كه سرمايه‌گذار بايد با بررسي وضعيت شركت نسبت به خريد آن اقدام كند.

  -8 ديد بلند مدت داشته باشيد:

    سودهاي كوتاه مدت اغلب باعث گمراهي سرمايه‌گذاران جديد مي شود و داشتن ديد بلندمدت براي يك سرمايه‌گذار ضروري است.

   اين بدان معني نيست كه خريد و فروش سهام منجر به كسب سود نمي‌شود ولي همانطور كه قبلا اشاره شد سرمايه‌گذاري در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روش‌هاي متفاوتي براي  كسب سود هستند. مبادله نياز به ريسك پذيري بالا دارد. در نظر داشته باشيد كه اين مبادلات  نياز به منابع مالي، دانش و ريسك‌پذيري بالا دارد.

   نتيجه‌گيري: در اين مقاله توصيه‌هايي براي سهامداران با ديد مدت ارائه شد. در نظر داشته باشيد كه در همه موارد فوق  استثناهايي وجود دارد. ممكن است يك سرمايه‌گذار با توجه به شرايط در جهت عكس برخي از موارد فوق عمل كند ولي اميد اين  است كه توصيه هاي فوق در تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران در بازار سهام مفيد باشد.

 

 ترجمه :عليرضا كديور

*منبع : سايتInveslo  pedia

مهرداد حسینی
یکشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸۳

تحليل بنيادی

 

 

دكتر عباس كني‌

استاد دانشگاه‌

   مقدمه‌

   در مقاله قبلي، اشاره مختصري به تحليل تكنيكي و تحليل بنيادي و كاربرد آنها در ارزيابي تحولات بازار سهام نموديم و تا‌اندازه‌اي با اين روش‌هاي تحليلي و همچنين، ابزارهاي آنها در تحليل بازار سهام  آشنا شديم.

   در اين مقاله، همانگونه ‌كه قول داده‌بوديم، به بررسي روش تحليل بنيادي مي‌پردازيم و با ابزارهاي آن بيشتر آشنا مي‌شويم. برخي از ابزارها و عوامل مهم در تحليل بنيادي را قبلاً به اختصار بيان‌كرديم و گفتيم كه تحليلگران بنيادي، به‌خصوص به 7 مساله مهم در تحليل سهام مي‌پردازند. اينك، ادامه مطلب را پي‌مي‌گيريم.

   تحليل بنيادي عبارت است از مطالعه و بررسي شرايط اقتصاد‌ملي، صنعت و وضعيت شركت. هدف اصلي از انجام اين‌گونه مطالعات، تعيين ارزش واقعي سهام (ارزش‌ذاتي) شركت‌هاست. تحليل بنيادي معمولاً بر اطلاعات و آمار كليدي مندرج در صورت‌هاي مالي شركت تمركز مي‌نمايد تا مشخص كند كه آيا قيمت سهام به‌درستي ارزشيابي شده‌است يا نه؟

   بخش قابل‌ملاحظه‌اي از اطلاعات بنيادي، بر اطلاعات و آمار اقتصادملي، صنعت و شركت تمركز دارد. رويكرد معمول در تحليل شركت، دربرگيرنده چهار مرحله اساسي است:

 . 1  تعيين وضعيت كلي اقتصاد كشور.

 . 2  تعيين وضعيت صنعت.

 . 3  تعيين وضعيت شركت.

 . 4  تعيين ارزش سهام شركت.

   در ادامه، هريك از مراحل بالا را تشريح‌مي‌كنيم.

تجزيه و تحليل اقتصاد

   وضعيت اقتصاد ملي از آن جهت مطالعه و بررسي مي‌شود كه مشخص‌شود آيا شرايط‌كلي براي بازار سهام مناسب است يا نه؟ آيا تورم موثر است؟ نرخ‌هاي ‌بهره در حال افزايش است يا كاهش؟ آيا مصرف‌كنندگان كالاها را مصرف ‌مي‌كنند؟ تراز تجاري مطلوب است؟ عرضه پول انبساطي است يا انقباضي؟ اينها تنها بخشي از سئوالاتي است كه تحليل‌گر بنيادي براي تعيين‌كردن تأثيرات شرايط اقتصادي بر بازار سهام با آنها مواجه‌است.

تجزيه و تحليل صنعت 

   وضعيت صنعتي كه شركت در آن قرار دارد، تأثير قابل‌توجهي بر نحوه فعاليت شركت دارد. اگر وضعيت صنعت مطلوب نباشد، بهترين سهام موجود در اين صنعت نيز نمي‌تواند بازده مناسبي داشته‌باشد. به‌قول ‌معروف، سهام ضعيف در صنعت قوي، بهتر از سهام قوي در صنعت ضعيف است.

تجزيه و تحليل شركت‌

   بعد از تعيين وضعيت اقتصاد و صنعت، خود شركت نيز بايد تجزيه و تحليل شود تا از سلامت مالي آن اطمينان حاصل‌گردد. اين تحليل، معمولاً از طريق بررسي صورت‌هاي مالي شركت انجام‌مي‌شود. از روي اين صورت‌ها مي‌توان نسبت‌هاي مالي سودمندي را محاسبه‌نمود. نسبت‌هاي مالي به پنج دسته اصلي تقسيم مي‌شوند:

 -  نسبت‌هاي سودآوري‌

 -  نسبت‌هاي قيمتي‌

 -  نسبت‌هاي نقدينگي‌

 -  نسبت‌هاي اهرمي‌

 -  نسبت‌هاي كارايي(فعاليت)

   هنگام تحليل نسبت‌هاي مالي شركت، نتايج حاصل از اين تحليل بايد با نتايج ساير شركت‌هاي موجود در آن صنعت مقايسه‌شود تا عملكرد شركت، شفاف‌تر و روشن‌تر گردد. در ادامه، حداقل يك نسبت معروف را از هردسته معرفي‌مي‌كنيم.

حاشيه ‌سود ‌خالص‌

   حاشيه‌سود‌خالص شركت، يكي از نسبت‌هاي ‌سودآوري است كه از طريق‌ تقسيم‌كردن سود خالص به كل فروش محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت نشان مي‌دهد كه‌از يك‌تومان فروش شركت، چه ‌مقدار آن به سود خالص تبديل‌ شده ‌است. به‌ عنوان ‌مثال، حاشيه‌ سودخالص 30 درصد نشان‌مي‌دهد كه‌از يك‌تومان فروش محصولات شركت، 3 ريال سودخالص به ‌دست ‌آمده‌است.

نسبت  P/E

   نسبت P/E (نسبت قيمت سهام به عايدي هر سهم) از طريق تقسيم‌كردن قيمت جاري سهام به عايدي هر سهم (EPS) در چهار فصل گذشته به‌ دست‌ مي‌آيد.

   اين نسبت نشان‌مي‌دهد كه سرمايه‌گذار براي خريدن يك‌تومان از عوايد شركت، چقدر بايد بپردازد. به ‌عنوان‌ مثال، اگر قيمت جاري سهام، 20 تومان و عايدي هر سهم در چهار فصل گذشته، 2تومان‌باشد، آنگاه نسبت P/E، 10 به ‌دست‌ مي‌آيد. به‌ عبارت ‌ديگر، براي خريد يك‌تومان از عوايد شركت، بايد 10تومان بپردازيم. البته، انتظارت سرمايه‌گذاران از عملكرد آتي شركت، نقش بسيار مهمي در تعيين نسبت جاري P/E ايفا مي‌كند. رويكرد متداول در تحليل‌هاي مالي اين است كه نسبت‌هاي‌ P/E شركت‌هاي موجود در يك صنعت را با يكديگر مقايسه‌كنيم. اگر تمام شرايط ديگر يكسان باشد، شركتي كه P/E آن كمتر است، ارزش بهتري دارد.

ارزش دفتري هر سهم‌

   ارزش دفتري هر سهم شركت، يكي از نسبت‌هاي ‌قيمتي است كه‌ از تقسيم‌كردن كل ‌دارايي‌هاي ‌خالص شركت (دارايي‌ها منهاي بدهي‌ها) به كل سهام موجود آن به‌دست ‌مي‌آيد. ارزش دفتري هر سهم مي‌تواند در تعيين اين موضوع كمك‌كند كه آيا سهام شركت، كمتر يا بيشتر از حد قيمت‌گذاري شده‌است (اين موضوع، به روش‌هاي حسابداري مورد استفاده شركت و همچنين، عمر دارايي‌هاي آن نيز بستگي دارد). اگر سهامي به قيمتي بسيار پايين‌تر از ارزش دفتري آن به ‌فروش ‌رود، مي‌تواند نشانگر اين باشد كه اين سهام، كمتر از ارزش واقعي خود، قيمت‌گذاري شده‌است.

نسبت جاري

   نسبت جاري، يكي از نسبت‌هاي نقدينگي است كه از تقسيم‌كردن دارايي‌هاي جاري به بدهي‌هاي جاري شركت محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت، توانايي شركت را براي پرداخت بدهي‌ها و تعهدات جاري آن نشان‌مي‌دهد. هرقدر اين نسبت بالاتر باشد، قدرت نقدينگي آن نيز بالاتر خواهد‌بود. به‌ عنوان‌ مثال، اگر اين نسبت 3 باشد، بيانگر آن است كه دارايي‌هاي جاري شركت، براي پرداخت 3 برابر بدهي‌هاي جاري آن، كفايت‌مي‌كند.

نسبت بدهي

   نسبت بدهي شركت، يكي از نسبت‌هاي اهرمي است كه از تقسيم‌كردن كل بدهي‌ها به كل دارايي‌هاي شركت محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت نشان‌مي‌دهد كه كل‌دارايي‌هاي شركت تا چه ‌حد از طريق بدهي‌ها تأمين شده است. به ‌عنوان ‌مثال، اگر نسبت‌ بدهي 40 درصد باشد، بيانگر آن است كه 40 درصد از دارايي‌هاي شركت از طريق ايجاد بدهي يا قرض‌گرفتن وجوه تأمين شده‌است. بدهي‌ها، همانند تيغ دولبه‌ عمل‌مي‌كنند. اگر شرايط كلي اقتصاد نامناسب و روند حركت نرخ‌هاي‌ بهره، فزاينده باشد، آنگاه شركت‌هايي كه نسبت بدهي بالايي دارند، با مشكلات مالي عديده‌اي مواجه خواهندبود. اما اگر شرايط اقتصادي مناسب باشد، بدهي مي‌تواند از طريق تأمين‌مالي‌كردن رشد شركت با هزينه‌هاي پايين‌تر، سودآوري را افزايش دهد.

گردش موجودي‌ها

   گردش ‌موجودي‌هاي ‌شركت، يكي از نسبت‌هاي‌ كارايي است كه از تقسيم‌كردن قيمت‌ تمام ‌شده ‌كالاي ‌فروش‌ رفته به موجودي‌ها محاسبه‌مي‌شود. اين نسبت، كارايي شركت را در مديريت موجودي‌ها نشان‌ مي‌دهد. اين كارايي، از طريق محاسبه تعداد دفعات گردش موجودي‌ها در طول سال اندازه‌گيري‌ مي‌شود. اين دسته از نسبت‌ها، وابستگي ‌شديدي به نوع صنعت دارند. به‌ عنوان ‌مثال، گردش موجودي‌ها در فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي، به‌مراتب بالاتر از صنايع توليدكننده هواپيماست. در اينجا نيز مقايسه‌كردن گردش‌موجودي‌ها در كليه شركت‌هاي يك صنعت، اهميت زيادي دارد.

ارزشيابي قيمت سهام

   تحليل‌گربنيادي، پس از مطالعه و تعيين‌ شرايط اقتصادملي، وضعيت صنعت و در نهايت شركت، به‌بررسي اين موضوع مي‌پردازد كه آيا قيمت سهام شركت به‌درستي تعيين‌شده‌است يا نه؟ براي تعيين قيمت سهام، الگوهاي گوناگون ارزشيابي تهيه و تدوين شده است. عمده‌ترين اين الگوها عبارتند از:

    الگوهاي سود سهام - اين الگوها، بر ارزش فعلي سودهاي سهام مورد انتظار تمركز دارند. الگوهاي عوايد - اين الگوها، بر ارزش فعلي عوايد مورد انتظار تمركز دارند. الگوهاي دارايي‌ها - اين الگوها، بر ارزش دارايي‌هاي شركت تمركز دارند.

مهرداد حسینی
شنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸۳

تفاوت افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و اندوخته در چیست؟

در افزایش سرمایه‌هایی که از محل اندوخته مي‌باشند، شرکت با تایید سهامداران تمام یا قسمتی از سود حاصله به واسطه فعالیت یک یا چند دوره مالی را به جای تقسیم نقدی در بین سهامداران به افزایش سرمایه شرکت اختصاص مي‌دهد. در این حالت سهامداران وجهی را بابت افزایش سرمایه به شرکت پرداخت نمي‌نماید و سهام جایزه را از شرکت دریافت مي‌نمایند.

در افزایش سرمایه‌هایی که از محل آورده نقدی صورت مي‌گیرد، شرکت یا اندوخته ای برای صرف به منظور افزایش سرمایه ندارد و یا سهامداران رای به اندوختن منابع به منظور افزایش سرمایه نداده اند. در این صورت روال معمول بدین گونه مي‌باشد که سهامداران شرکت در زمان افزایش سرمایه به ازای هر سهم جدید 1000 ریال به شرکت پرداخت مي‌نمایند و سهام جدید یا حق تقدم به آنها تعلق مي‌گیرد.

دنياي اقتصاد

مهرداد حسینی
جمعه ۱٩ تیر ،۱۳۸۳

۱۰ نکته که هر سهامداری بايدبداند

براي سرمايه گذاري در بورس توجه به برخي نكات مي تواند مفيد باشد و مارا در رسيدن به اهدافمان ياري دهد. موارد زير از جمله نكات مهمي هستند كه برخي از آنها از اصول مهم و پايه اي سرمايه گذاري در اين حيطه اند:

۱- انتخاب صنعت برتر : در ميان صنايع مختلف صنايعي هستند كه ميانگين بازده آنها از ميانگين بازده بازار بيشتر است.
پس چرا آنها را انتخاب نكنيد؟!


۲- انتخاب شركت برتر : پس از گزينش صنعت برتر حالا به سراغ شركتهايي برويد كه بازده آنها از ميانگين بازده صنعت بالاتر است .
(منظور از بازده، كليه سودهاي منتفع از شركت اعم از EPS، اختلاف قيمت، سهام جايزه و... در يك مدت معين مي باشد.


۳- ميزان نقد شوندگي: هيچگاه سهمي نخريد كه در فروش آن دچار مشكل شويد. نقد شوندگي عامل بسيار مهمي است كه هرگز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. اين فاكتور متاثر از پارامترهايي مثل حجم معاملات شركت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خريدار و... مي باشد. نقد شوندگي به صورت رتبه اي مطرح مي شود و رتبه 1 به معناي بالاترين ميزان نقد شوندگي است و رتبه هاي 2  و 3 و 4 و ..... به ترتيب نقد شوندگي كمتري دارند.
برخي از افراد تا رتبه  100 را قابل قبول مي دانند. بعضي ها بيشتر از 50 نمي روند و عده اي هم به بيشتر از 20 رضايت نمي دهند. به هرحال بسته به استراتژي و  هدف سرمايه گذاري تان، ملاكي را براي خودتان قرار دهيد.
لازم به ذكر است كه رتبه نقد شوندگي در يك محدوده زماني قابل محاسبه است مثلا يكساله، شش ماهه، يكماهه و... اما در بيشتر  موارد از نقد شوندگي 3 ماهه استفاده مي شود.


۴- ميزان سهام در دست سهامداران عمده: هر چه اين ميزان كمتر باشد و سهم يك شركت بيشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا كه در اينجا عرضه و تقاضاي و اقعي است كه ميزان قيمت را تعيين مي كند. در صورتيكه قسمت اعظمي از سهام يك شركت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها مي توانند كنترل بيشتري را بر آن سهم اعمال كنند. و در اين بين سهامدار جز است كه ضرر مي كند.


۵- اخبار اقتصادي-سياسي: همواره به اخبار داخلي و خارجي توجه داشته باشيد. فكر نمي كنم روزانه 15 دقيقه گوش دادن به اخبار يا مطالعه روزنامه ها وقت زيادي بگيرد اما كمك بزرگي به شما خواهد كرد تا بتوانيد در برخي موارد روند بازار را پيش بيني كنيد و همينطور صنايع خاصي را مورد توجه قرار دهيد .


۶- P/E: اين شاخص مطالب بسيار زيادي به ما مي گويد. مثلا به ما مي گويد كه جو بازار از يك سهم بخصوص چه انتظاري دارد. ميزان بالاي اين شاخص مي تواند نشاندهنده اين واقعيت باشد كه سهامداران چشم اميد به آن سهم بسته اند و باور دارند كه پيشرفت قابل ملاحظه اي خواهد داشت.
ميزان رشد P/E  را نيز فراموش نكنيد سالهاي مختلف را باهم مقايسه كنيد شركتهاي يك صنعت را نيز با يكديگر مقايسه كنيد.


۷- اخبار طرح و توسعه شركت: به دنبال اخبار و اطلاعات شركت مورد نظرتان بر آييد. آيا شركت طرح تو سعه، افزايش سرمايه، پروژه هاي آتي دارد يا خير؟ مسلما انتخاب شركتي كه موارد مذكور را دارد به جاي شركتي كه مدتها است افزايش سرمايه نداده، پروژه جديدي اجرا نكرده و طرحي براي آينده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمايه گذاري كه تصميم به استمرار و ادامه سرمايه گذاري دارد حتما بايد به اين مطلب توجه كند.


۸- ميزان رشدEPS: كدام شركتها رشد EPS بيشتري داشته اند؟ كدام شركتها معمولا در اول سال مالي EPS  پايينتري اعلام كرده و در طول سال مرتبا آنرا تعديل مثبت مي كنند؟ آنها را از نظر دور نداريد.


۹- سبد سهام: هميشه سبد سهام درست كنيد. با اين كار ريسكتان را پايين مي آوريد. به قول يك مثل قديمي همه تخم مرغها را داخل يك سبد نگذاريد. در تشكيل سبد، تعدد و تنوع شركت و صنعت را فراموش نكنيد.


۱۰- استراتژي: همواره يك استراتژي داشته باشيد. و خود را مقيد به پيروي از آن بدانيد. متاسفانه اكثر ما دنباله رو ديگران هستيم بدون اينكه خودمان برنامه مشخصي داشته باشيم و فقط با تقليد از ديگران پي  آنها مي رويم . البته تقصير هم نداريم چون اطلاعات كافي وجود ندارد و بطور تخصصي به سهامداري كه در خيلي از جاها يك شغل است و يك تخصص پيچيده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ايم.


قبل از اينكه سرمايه و پول خود را به خطر بياندازيد، روي كاغذ (البته در دنياي تكنو لوژيكي امروز كامپيوتر ) روشها و استراتژيهاي مختلف را در طول زمان امتحان كنيد و آنها را با يكديگر مقايسه كرده و معايبشان را رفع كنيد و سيستم خاص خودتان را پرورش دهيد. حتي اگر مدت زيادي روي اين كار ( خريد و فروش فرضي ) وقت صرف كنيد يقينا با دستي پر تر وارد بازار واقعي بورس مي شويد. بهتر و مو فقتر ا ز كسي كه ساليان سال در بازار بورس است و بدون هيچ استراتژيي چشم به دهان ديگران دوخته تا ببيند آنها چه مي گويند و آن كاري را بكند كه ديگران مي كنند.


خاطر نشان مي كنم كه هرگز از يك تكنيك به تنهايي استفاده نكنيد چون بازار به آن اندازه ساده نيست كه متاثر از يك يا چند عامل ساده باشد بلكه عوامل مختلف و متعدد و گاها پيچيده و غير قابل پيش بيني و جود دارند كه علاوه بر آن كه خودشان به تنهايي يك فاكتور تاثير گذارند، تعامل آنها با يكديگر نيز نتايج متفاوتي را باعث مي شود.


نويسنده: آقاي مهرداد خجسته

مهرداد حسینی
پنجشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۳

رابطه بين سود سهام و قيمت سهام

 

دكتر مصطفي مهدي‌زاده‌

   تحليلگران مالي از مدت‌ها قبل علاقه‌

 به خصوصي در مطالعه بين تغييرات سود سهام و قيمت سهام شركت‌ها داشته‌اند. گروهي معتقدند كه ارزش واقعي يك شركت بسته به جريان سودهاي پيش‌بيني شده آن شركت دارد. مسلما سود شركت‌هاي موجود در يك صنعت بستگي به شرايط خاص آن صنعت دارد. اثر شرايط موجود در يك صنعت بر سود شركت‌ها در صورتي‌كه محصول شركت‌ها شباهت بيشتري به هم داشته باشند بيشتر مي‌باشد. عواملي چون اوضاع جاري اقتصادي، نرخ تورم و سياست پرداخت سود از طرف شركت‌ها از جمله عواملي هستند كه در سودآوري يك شركت موثرند. البته سودآوري شركت‌هايي كه بدهي ماليشان بيش از ديگر شركت‌ها است بيشتر به اوضاع اقتصادي حساسيت دارد.

   با وجود محدوديت‌هاي زيادش، سود سهام يكي از عمده معيارهايي است كه افراد و شركت‌ها در انتخاب سهام به كار گرفته و با در نظر گرفتن آن افزايش يا كاهش قيمتشان را پيش‌بيني مي‌كنند. تحليلگران و سرمايه‌گذاراني كه سود سهام را به‌عنوان تغيير قيمت آتي سهام به كار مي‌برند بايستي از روش‌هاي حسابداري شركت‌ها در اندازه گرفتن سود، سود پرداخت شده سهام و نرخ تورم آگاهي كامل داشته باشند. به‌عنوان مثال روند صعودي سود سهام ممكن است به دليل كم كردن سود پرداخت شده و يا بر اثر تورم باشد.

   كاهش نسبت سود پرداختي به سهامداران موجب سرمايه‌گذاري بيشتر در شركت را فراهم آورده مي‌تواند بر سودآوري آن شركت اثر مثبت داشته باشد.

  

   در هر صورت براي ارزشيابي قيمت سهام آگاهي از پيش‌بيني سودهاي آينده شركت‌ها براي سرمايه‌گذاران و تحليلگران مالي لازم مي‌باشد. نه تنها اطلاع قبلي از روند معمولي سود شركت‌ها بلكه اطلاع قبلي از سودهاي غيرمنتظره شركت‌ها در پيش‌بيني افزايش يا كاهش قيمت‌ها موثرند.

   بر اثر يك تحقيق سودهاي غيرمنتظره يك شركت ممكن است تا حدود 20درصد تغييرات در قيمت سهم آن شركت راتوضيح دهد. چون سود سهام را نمي‌توان به‌طور دقيق پيش‌بيني نمود، تحليلگران مرتبا بايستي پيش‌بيني‌هاي قبلي خود را با اطلاعات جديدي كه از سود شركت‌ها به دست مي‌آورند تعديل نمايند. پيش‌بيني‌هايي كه بر اساس روند جديد سود شركت‌ها تعديل شده‌اند از دقت بيشتري برخوردارند.

   چون رابطه مستقيم و محسوسي بين قيمت سهام و تغيير سود شركت‌ها موجود است براي پيش‌بيني قيمت سهام يك شركت مي‌توان عواملي را كه بر سود آن شركت اثر دارند در نظر گرفته و سود شركت‌ها را پيش‌بيني نمود. عوامل موثر در تغيير سود سهام را مي‌توان به نسبت سرمايه شركت براي هر سهم، نسبت سود به فروش (حاشيه سود) و نسبت فروش به سرمايه تفكيك نمود.

   به عبارت ديگر سود هر سهم (EPS) را مي‌توان به صورت برابري ذيل بيان نمود:

   با گرفتن لگاريتم از طرفين برابري فوق، آن را به معادله خطي مي‌توان تبديل كرد و با روش آماري رگرسيون سود هر سهم و رابطه‌اش را با عواملي كه بر آن تاثير دارند را پيش‌بيني نمود.

   يك مطالعه اخير آماري نشان مي‌دهد كه رابطه مستقيم و محسوسي بين سود سهام و نسبت سود به فروش شركت‌ها موجود است در حالي‌كه رابطه سود سهام و نسبت سرمايه هر سهم ضعيف‌تر بوده و رابطه محسوسي بين سود و نسبت فروش به سرمايه موجود نيست.

 

مهرداد حسینی
پنجشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۳

بزدل بزخر
مدتي بود كه به دليل مشغله زياد و البته ناخوش احوالي مالي از نوشتن اين ستون معذور شده بودم اما قصد دارم اين ستون را به طور كاملاً منظم در روزهاي زوج ادامه دهم. اگر خواننده اين ستون باشيد قطعاً اتفاقات جالب چند سال گذشته و كنوني بورس را دنبال خواهيد كرد.من سعي مي كنم در اين ستون از شيوه هاي مختلف سرمايه گذاري، معضلات موجود بازار و تعامل عموم مردم با اين بخش اقتصاد براي شما بنويسم. حتماً اين ستون را دنبال كنيد.

اوضاع سياسي كشور، بدجوري اقتصاد را به تب و لرز انداخته است. شاخص هاي بورس تهران، در چند روز گذشته از شدت التهابات سياسي كمي  رنگ باخته اند. شاخص ها كه افت مي كنند، كاملاً مشخص است كه چه افرادي بايد فعال شوند.در مورد «بزخرها» قبلاً هم گفته بودم. آنها افرادي هستند كه در كمين سقوط بازار نشسته اند. به محض اينكه قيمت ها فرو مي ريزد، «بزخرها» دست به كار مي شوند و سهام به كف رسيده را جمع مي كنند.اما امروز مي خواهم از «بزدل» ها برايتان بنويسم.

«بزدل »ها افرادي كاملاً عادي هستند. مثل همه آدم ها. اما از نظر رفتارهاي مالي به شدت به مرض وسواس و ترس، دچارند.آنها مثل دونده هايي هستند كه زود از نفس مي افتند. يا همان آدم هايي كه زود قضاوت مي كنند، زود راه مي افتند، زود غذا مي خورند و در نهايت زود مي فروشند.كاري نمي شود كرد. اخلاق آنها همين است و البته خيلي از آنها زود پشيمان مي شوند.بحران ۱۱ سپتامبر را همه به ياد داريم. انفجاري صورت گرفت، آمريكا ناامن شد و بازارهاي مالي فرو ريخت.

درست دقايقي بعد از انفجار، اخبار آن در همه دنيا منتشر شد. در تهران همه نگران بودند، سئوال اين بود كه نتيجه چه خواهد شد؟ فرداي آن روز، بورس تهران با بحران مواجه شد، شاخص ها فرو ريخت، مردم به هراس افتادند و اينجا بود كه خيلي ها به مرض «بزدلي مالي» دچار شدند.ويروس اين مرض زود منتشر شد و در نهايت اين ويروس، پايه هاي بازار سرمايه را دچار تزلزل كرد.هر روز اخبار متفاوتي از انتقام دولت آمريكا، از كشورهاي مسلمان شنيده مي شد و اين بار بازار سرمايه اكثر كشورهاي عرب نشين، تحت تاثير شايعات گوناگون، رو به سقوط و تزلزل نهاد.

و اينجا بود كه «بزدل ها» فعاليت خود را آغاز كردند.فرداي روزي كه در آمريكا انفجار صورت گرفت، در تهران، همه روزنامه به دست به سمت بورس تهران هجوم آوردند. پشت در كارگزاري ها براي فروش سهام، صف بسته شد و بزدل ها، بازار را به سوي عمق فاجعه پيش راندند. هر چه مي گفتم نفروشيد، همه چيز موقتي است، كسي گوش نكرد.

چند روز بعد تب انفجارها فروكش كرد. بمب گذاري ها به گردن بن لادن و القاعده انداخته شد. اوضاع سياسي ايران هم بهبود پيدا كرد، اما «بزدل»هاي پشيمان ثروت هاي كلاني از دست دادند. در بازار پيرمردي بود كه پول بازنشستگي خودش را در بازار سرمايه گذاري كرده بود. روز بعد از بحران ۱۱سپتامبر او را ديدم كه خيلي هراسان و مضطرب قصد داشت كل دارايي هاي خود را بفروشد.

پرسيدم: چرا؟ گفت: آمريكا مي خواهد حمله كند. خنديدم و برايش توضيح دادم كه جريان اين گونه نيست اما ظاهراً گوشش بدهكار نبود. روز بعد، شنيدم كه پيرمرد همه دارايي هاي خود را فروخته است.شايد يك ماه بعد كه دوباره او را ديدم، صورتم را بوسيد و گفت: كاش دارايي هاي خودم را به همين راحتي نمي فروختم.

پيرمرد عجول در اثر شتاب زدگي ناگهاني، چيزي حدود ۳ ميليون تومان ضرر كرد در حالي كه مي توانست ۷ ميليون تومان سود كند. اما چند ماه بعد يعني زماني كه زمزمه حمله آمريكا به عراق شنيده شد، پيرمرد را ديدم كه با شتاب سهام مي خريد. پرسيدم چه سهمي مي خري؟ گفت: جنگ افغانستان در راه است، آمريكا خراب مي كند و افغانستان به سيمان و دارو نياز دارد. بله اين گونه بود كه «بزدل» به «بزخر» تبديل شد.

وضع فعلي بورس هم به همين شكل است. همه چيز زودگذر است. من پيشنهاد مي كنم عجله نكنيد. جناح ها با هم تفاهم مي كنند.
پرويز گيلانی
مهرداد حسینی
دوشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸۳

طلوع سرما
 نمي دانم از «پرويز گيلاني» چه برداشتي داريد. شايد فكر مي كنيد آدم شيادي است كه مدام به فكر مرده خوري، كلاشي و «مجمع به هم زني» است. نه اشتباه نكنيد. من خيلي مرد هستم كه شجاعانه زندگي خودم را بدون هيچ گونه دروغ و كلكي،  براي آگاهي شما، منتشر مي كنم. باور كنيد بازگو كردن اين خاطرات به نوعي ابراز پشيماني از گذشته سياه من است. اما من حالا با آن «پرويز گيلاني» گذشته تفاوت زيادي دارم.

فكر نكنيد ريشه آدم هايي مثل من از معاملات بورس «كنده» خواهد شد.
يادم هست مطلبي خواندم كه در مورد بازار سرمايه آمريكا نوشته شده بود. نويسنده با اشاره به قوانين شفاف بورس آمريكا، و قوانين محكم مبارزه با پول هاي كثيف آن را بعد از قتل، محكم ترين قوانين جزايي آمريكا معرفي كرده بود. منظورم اين است كه آدم هايي مثل پرويز گيلاني در بورس متولد مي شوند،  مي مانند پول توليد مي كنند اما هيچ قانوني براي محدود كردن فعاليت آنها وجود ندارد. هنوز هم دارندگان اطلاعات نهاني در بورس همه كاره اند. بايد اعتراف كنم كه مديران اكثر شركت ها، كاركنان بورس، كارگزاران و حتي اعضاي نهادهاي قانون گذاري بورس، به دادوستد سهم آلوده اند.

قبول دارم، به پرحرفي افتاده ام اما باور كنيد دلم مي خواهد بازار سهام بالاخره شفاف  شود. اما براي اين كه از گذشته خيلي دور نشويم مي خواهم امروز در مورد خانم تهراني (اسم واقعي نيست) برايتان بنويسم. او يكي از معروف ترين سرمايه گذاران بورس تهران است. سهام او بيشتر از ۲۰ ميليارد تومان ارزش دارد. او حداقل در ۷۰ شركت بورس تهران سهام دار است.چند باشگاه ورزشي دارد. در چند شركت خارج از بورس، عضو هيأت مديره است و در نهايت تصميم دارد، يكي از معروف ترين هتل هاي كشور را بخرد.

حول و حوش ۵۰ سال سن دارد. ولي هنوز ازدواج نكرده است. به گمانم اصالتاً اهل خراسان است. حدود ۲۰ سال است كه به نوعي در اقتصاد ايران فعاليت مي كند. به همه چيز واقف است و قبل از هر چيز يكي از موفق ترين تحليل گران بازار به شمار مي رود.

موضوعي كه مي خواهم براي شما تعريف كنم، به وقايع ۱۱ سپتامبر يا شهريور ۱۳۸۰ بر مي گردد. آن موقع، من همچنان در مجامع شركت ها شلوغ مي كردم و همه چيز را به سود محمودي، شكل مي دادم.

روزي كه مطبوعات ايران، راديو و تلويزيون و شبكه هاي ماهواره از عمليات تروريستي عليه آمريكا خبردادند، شاخص بورس تهران به شدت فروريخت.

امنيت سرمايه گذاري به خطر افتاد و مردم، همه براي فروش سهام هجوم آوردند. قيمت ها فرو ريخت و بورس داشت از حالت تعادل خارج مي شد. خوب يادم هست، محمودي به من گفت: «سعي كن خودت را قانع كني كه خبري نيست بنابراين فقط سعي كن بخري.» و من همين كار را كردم. دارايي هاي نقدي من ناچيز بود، اما خانم تهراني به شدت مي خريد. فكر كنم يك هفته بعد از ۱۱ سپتامبر، خانم تهراني، حداقل سه ميليارد تومان سهم خريده بود. كار او ريسك بزرگي به همراه داشت. اما چند روز بعد مشخص شد كه او (خانم تهراني) حسابي سود به جيب زده است.

چند روز بعد از اين كه، اوضاع سياسي جهان آرام شد، همه براي خريد سهام دوباره به بورس هجوم آوردند. من عجله كردم و فروختم. اما خانم تهراني، محمودي، صابري و چندين نفر ديگر شتاب زده عمل نكردند. هر كدام از آنها چندين برابر سرمايه گذاري خود سود بردند.

آن طوري كه يادم هست خانم تهراني حدود ۲ ميليارد تومان در عرض يك ماه بعداز ۱۱ سپتامبر، سود به جيب زد. از محمودي چيزي نفهميدم. اما خودم حدود ۵۰۰ ميليون تومان سود كردم.

به هر صورت فضا ايجاب مي كرد و عاقل ترها برنده شوند، اما اعتراف مي كنم كه سياست هاي مديران بورس، در حفظ شرايط، خيلي تأثيرگذار بود وگرنه همين سودهاي كلان به زيان هاي كلان تر، براي همه مردم تبديل مي شد.

شهريور تمام شد. «بزدل » ها دوباره به بازار برگشتند. اوضاع كنترل شد و خيلي ها سعي كردند فقط به آينده فكر كنند. فصل پائيز آغاز شد. و فضاي زرد رنگي، به همه فضاي اقتصاد و كوچه و بازار ايران، سايه افكند. يك روز صبح زود خانم تهراني زنگ زد و از من خواست به ديدنش بروم. فهميدم، از من چه مي خواهد، يك ساعت بعد در دفترش حاضر شدم، مريم هم آن جا بود. بدون هيچ حرف اضافه اي رفتيم كه از همديگر طلاق بگيريم. پائيز بود و سرما داشت، كم كم از پشت كوه هاي شميران طلوع مي كرد.
 
پرويز گيلانی
مهرداد حسینی
یکشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸۳

مرگ پرويز گيلانی

 
 
 اوايل تابستان بود و شركت هاي بورس تهران رفته رفته، خود را براي برپايي مجامع عمومي، آماده مي كردند. طبق قانون تجارت رايج در ايران، هر شركتي موظف است بعد از به پايان رساندن يك سال مالي، ضمن ارائه گزارش هاي ساليانه، صورت هاي مالي خود را نيز به عموم سهامداران عرضه كند. تصميم گيري در مورد تقسيم شدن يا نشدن سود، انتخاب بازرس و انتخاب روزنامه رسمي و ده ها مورد كوچك و بزرگ ديگر، از جمله وظايف مجامع عمومي شركت هاست. من در مورد مجامع عمومي فقط مطالعه كرده بودم اما در تمام زندگي ام، هيچ وقت در مجمع عمومي يك شركت، حاضر نشده بودم.محمودي يك روز صبح زود زنگ زد و از من خواست كه به ديدن صابري بروم. من بلافاصله به ديدن صابري رفتم و او هم من را با سه مرد غريبه، آشنا كرد.شماره تلفن ها رد و بدل شد، قرارها گذاشته شد و بعد از رفتن مردان غريبه؛ صابري برايم توضيح داد كه در مجمع شركت (...)؛ مديرعامل شركت سرمايه گذاري(...) را چگونه سئوال پيچ كنم. قرار بود من، نقش يك سهام دار كوچك شركت را بازي كنم و در نهايت هم به هر بهانه اي كه شده، با او درگيري ايجاد كنم. مردان غريبه هم قرار بود، در اين بازي من را ياري كنند.صابري مطلع بود كه قرار است چند روز ديگر نماد معاملاتي شركت (...) متوقف شود، بنابراين به كارگزارش دستور داد كه تعداد دو هزار برگه سهم آن شركت را به نام من كند.با داشتن اين تعداد سهم، من مي توانستم، به راحتي در جلسه مجمع عمومي شركت، حاضر شوم.كم كم داشتم متوجه مي شدم كه محمودي، من را به يك بازي خطرناك كشانده است. او قصد داشت، با ايجاد جنجال، مانع تحقق اهداف هيأت مديره شركت براي گرفتن مجوز افزايش سرمايه از جمع شود. علاوه بر اين، محمودي بدش نمي آمد كه از طريق ايادي و گماشته هاي خود، ترس زيادي در مجامع شركت ها ايجاد كند.بعدها فهميدم، محمودي ودوستانش سهم زيادي از شركت (...) داشته اند و هدفشان از ايجاد جنجال در مجمع عمومي، فقط براي تقسيم سود بوده است.به هر صورت، چند هفته اي گذشت و من به سفارش محمودي، در چند مجمع عمومي شركت كردم.اين جلسه ها براي من خيلي كارساز بود. كاملاً با مكانيزم برپايي و اداره مجامع آشنا شدم و ياد گرفتم، چگونه مجامع شركت ها را برهم بزنم.در همان روزها، يك بار براي شركت در مجمع شركت (...) به سالن محل جلسه رفتم.تا روي صندلي نشستم، يك باره صداي داد و بيدادي از انتهاي سالن بلند شد.كناري ام گفت: دوباره سر و كله اين مرتيكه پيدا شد.
پرسيدم كي؟ گفت؛ بعضي ها اسمش را گذاشته اند «غلام همزن». هميشه مجامع را به هم مي  ريزد.
پرسيدم چرا مجامع را به هم مي ريزد؟
گفت؛ كلاشي است، اين هم نوعي كاسبي است. برگشتم و به قيافه «غلام» نگاه كردم. مردي بود قلدر و چهارشانه. سيگار مي كشيد و با سبيل هايش ور مي رفت.چند دقيقه بعد، در حالي كه منشي جلسه داشت گزارش هاي حسابرسي شركت را قرائت مي كرد. دوباره سر و صداي غلام بلند شد.داد مي كشيد و مي گفت؛ كسي حق ندارد با سهام دار خرد اين گونه رفتار كند. اصلاً به تو چه مربوط است كه من سيگار مي كشم. دلم مي خواهد به تو چه... جنجال غلام دوباره، سه باره و چند باره تكرار شد. و هر بار كار مجمع را مختل مي كرد.روش غلام را كاملاً ياد گرفتم. برهم زدن مجمع با هر بهانه اي. غلام كاملاً موفق بود. او توانست مجمع شركت را تعطيل كند. از كارش بدم  آمد، اما از جسارت او كيف كردم.چند روز بعد، آگهي برپايي مجمع عمومي شركت (...) در روزنامه ها چاپ شد. صابري و محمودي هم آن روز زنگ زدند. محمودي گفت؛ كاملاً آماده باش، به همه چيز كاملاً فكر كن. روزهاي سرنوشت ساز تو دارد نزديك مي شود.نمي دانم چرا. اما كم كم از حرف هاي محمودي،  نگران مي شدم. كاري كه او از من مي خواست خيلي خطرناك نبود اما در عرض مدت كوتاهي، آدم را بدنام مي كرد. مثل شخصيت «غلام همزن». روز موعود رسيد و من كه حالا ريش هم گذاشته بودم، مثل ده ها سهام دار ديگر، براي شركت در مجمع عمومي شركت (...) وارد سالن شدم.گوشه سالن يعني جايي كه آدم هاي زيادي نشسته بودند، سرپا ايستادم و به بقيه خيره شدم. چند نفري از بين آن همه سهام دار دوست و آشناي من بودند. اما حواس هيچ كدامشان به من نبود. جلسه مجمع شروع شد و يك نفر شروع كرد به قرائت كردن گزارش مالي شركت.
مديرعامل شركت، در رديف اول سالن نشسته بود و اطراف او را چند مرد ريز و درشت، گرفته بودند. پيشنهاد «افزايش سرمايه» از سوي هيأت مديره شركت مطرح شد و منشي جلسه از سهام داران خواست كه در مورد آن نظر بدهند. انگار وقت اجراي مأموريت رسيده بود.
پرويز گيلاني، كسي كه پيش از اين نمي توانست، درست صحبت كند، يك باره نعره بلندي كشيد. صداي او در سالن پيچيد و همه برگشتند حيران نعره كش ناشناس را نگاه كردند. رگبار «اراجيف» پرويز گيلاني هيأت مديره شركت (...) را به وحشت انداخته بود. صاحبان سهام، بازرسين شركت، سهام داران و كل جمعيت سالن از نعره هاي «پرويز گيلاني»، متعجب شده بودند. هر كسي چيزي مي گفت: ما شنيديم كه يك نفر ورود گيلاني را به جمع «چماقداران مالي» تبريك گفت. «پرويز»، پسر ننه اقدس گيلاني، كسي كه از سايه خودش هم مي ترسيد، در عرض چند دقيقه به گروه فشار مجامع شركت هاي بورس تبديل شده بود. مريم از لابه لاي جمعيت داشت نگاهم مي كرد. چيزي از ازدواج ما نگذشته بود، اما حس كردم به زودي از من خداحافظي خواهد كرد. او داشت دست و پا زدن مردي را تماشا مي كرد، كه تا چند دقيقه پيش، نامش «پرويز گيلاني» بود. مرد جواني از دل جمعيت به سوي «پرويز گيلاني» خيز برداشت، اما با چند مشت و لگد، به عقب رانده شد. بعدها گفتند، او مديرمالي شركت بوده است. يكي ديگر از مردان اطراف مديرعامل، نه براي دعوا، بلكه براي دعوت به آرامش به سوي پرويز گيلاني خيز برداشت، اما دوستان محمودي اجازه ندادند، نزديك شود. مجمع كاملاً متشنج شد و هيچ كس مجال اعتراض نداشت. «پرويز گيلاني» كار خودش را كرده بود.جلسه مجمع به پايان رسيد، سهام داران به افزايش سرمايه شركت رأي ندادند و كل سود شركت بين همه تقسيم شد. محمودي به همه خواسته هاي خود رسيده بود.سهام داران از جلسه مجمع بيرون آمدند، هوا داغ بود، و مردي كه «پرويز گيلاني» نام داشت، در سوگ مرگ خودش سيگاري آتش زد. خيابان شلوغ بود و داغ.
پرويز گيلانی

مهرداد حسینی
شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳

بورس کرج ماه آينده
 

مهر: با تهيه ساختمان، راه اندازى بورس كرج مراحل پايانى خود را مى گذراند. فرماندار كرج در خصوص زمان راه اندازى بورس كرج گفت: ساختمان بورس كرج در نظر گرفته شده و مورد تاييد كارشناسان بورس هم قرار گرفته است كه در صورت موافقت شهردارى كرج براى استفاده از اين ساختمان و تجهيز اين مركز توسط سازمان بورس، ماه آينده بورس كرج راه اندازى خواهد شد.وجه الله خدمتگزار با بيان اينكه تمام مراحل راندازى بورس كرج زير نظر كارشناسان سازمان بورس صورت مى گيرد، اظهار داشت: قرارداد ساختمان اين مركز واقع در ميدان هفتم تير كرج است كه به صورت رهن، اجاره براى مدت پنج سال است تنظيم شده است.

مهرداد حسینی
پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۳

آخرين تغييرات تقاضاهاي خريد و فروش در سايت ايران بورس منتشر شد

آخرين تغييرات تقاضاهاي خريد و فروش در سايت ايران بورس منتشر شد

گروه بورس: در پي درخواست سهامداران و با توجه به تغييرات فني انجام شده در سايت ايران بورس، از روزگذشته بهترين تقاضاهاي خريد و فروش براي تمامي سهم‌هاي موجود در بازار به‌صورت همزمان با تغييرات قيمت‌ها در سايت نمايش داده مي‌شود. براي مشاهده اين درخواست‌ها بايد به جدول مربوطه در آدرس http://www.irbourse.com/FForms/AskTradeList.aspx  وارد شويد.

    با كليك بر روي نام هر شركت مي‌توانيد سه تقاضاي برتر خريد يا فروش را مشاهده كنيد.

    همچنين در منوي آرشيو آماري سايت آخرين تغييرات جدول آماري درخواست‌هاي خريد و فروش قابل مشاهده است.

     از كليه كاربران سايت درخواست مي‌شود كليه پيشنهادهاي خود را براي بهبود اين بخش جديد در سايت به آدرس webmaster‌@iranbourse.com  ايميل كنند.

به نقل از روزنامه دنيای اقتصاد

مهرداد حسینی
پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۳

افول تحليل گری مالی

037914.jpg
گاز لوله چه قدر مى ارزد؟ چرا ارزش روز بانك اقتصاد نوين در حدود يك ماه دو برابر شده است؟ در اين شركت چه اتفاقى افتاده است؟ آيا اقتصاد نوين با اين تشكيلات اندك و پس انداز هاى كم به اندازه نصف صدرا ارزش دارد؟ چه فرآيندى باعث شده است كه قيمت تكين كو از ۱۰۵۵۲ ريال در ۲۷/۲ به ۲۵۱۳۸ ريال در ۳/۴ برسد (يعنى رشدى معادل ۲۳۸ درصد در حدود يك ماه)؟ آيا سود آورى شركت دو برابر شده است و يا به طور ناگهانى ارزش دارايى هاى اين شركت رو به فزونى نهاده است؟ شايد هم قيمت گذارى اوليه آن اشتباه بوده است. كسى مسئول اين قيمت گذارى است؟ چرا شركت هاى ساختمانى ليست دارايى هاى خود را اعلام نمى كنند؟ اين سئوالات چندى است كارشناسان بازار سرمايه را به خود مشغول كرده است و براى اكثر اين سئوالات جواب منطقى و علمى وجود ندارد.

تحليلگران اوراق بهادار و كارشناسان بازار سرمايه از پاسخ به اين سئوالات در برابر سرمايه گذاران عاجز مانده اند و خود نيز در تحليل درست اتفاقات بازار سرمايه ايران سر در گمند. تأثير بازيگران عمده و نقش شايعات به قدرى در بازار سرمايه وسيع شده است كه عملاً براى سهم هاى پر گردش جايى براى تحليل باقى نمانده است. سهم هايى كه گاه تنها ۱۰ درصد يا كمتر آن در بازار وجود دارند، مورد معامله هاى چرخشى بين سهامداران عمده و يا شركت هاى اقمارى آنها قرار مى گيرند و اينگونه كارخانه اى كه تا چندى پيش ارزش بازار آن ۱۲۰ ميليارد تومان بود و ارزش واقعى آن بسيار كمتر از اين عدد نشان مى داد، اين روزها ده برابر قيمت دارد و البته هنوز بيش از ۹۰ درصد آن تحت مالكيت همان مجموعه اى است كه از اول سهامدار بود.سهامدارانى كه براى مشاوره نزد كارشناسان و تحليل گران مالى مى رفته اند با توصيه عدم خريد سهم هايى مواجه شده اند كه طى مدت كوتاهى چند برابر شده اند.

اگر چه واقعاً توجيه علمى براى بسيارى از اين افزايش قيمت ها وجود ندارد اما آنچه براى سرمايه گذار جز مانده اين است كه سود كلانى را به خاطر مشاوره از دست داده و آنچه در دراز مدت براى بازار سرمايه ايران مى ماند دورى و رويگردانى از تحليل هاى مالى است. در چنين بازارى سرمايه گذاران نيز ترجيح مى دهند به دنبال شايعات حركت كنند، نه تحليل هاى علمى. از اين رو شركتى كه تا چندى پيش باP/E ، ۱۴ توجيهى براى خريد نداشت (و حتى مديران آن اقدام به فروش سهم خود مى كردند)، پس از مجمع با P/E ، ۲۵ با صف هاى خريد طولانى مواجه است.در چنين بازارى كه سرمايه گذاران حداقل براى سرمايه گذارى هاى كوتاه مدت خود وقعى به تحليل هاى مالى نمى دهند، تحليل گرى مالى نيز هر روز روندى نزولى طى خواهد كرد و اهميت خود را از دست خواهد داد و به اين ترتيب چرخه اى به كار خواهد افتاد كه حاصل آن حذف اين ركن اساسى از بازار خواهد بود.

آنچه در اين بازار بيش از همه تأثير گذار خواهد بود، شايعات و اطلاعات درونى شركت ها است كه تنها در دست عده اى خاص از فعالان بازار است و اين مسئله بازار سرمايه ايران را به سمت هرچه ناكاراتر شدن پيش خواهد برد.تحليل گران مالى و نقش آن در بازار سرمايه به دليل وجود مكانيسم هاى پيچيده و تعدد عوامل تأثير گذار در بازار هاى مالى، فعالان اين بازار ها نياز به ابزار هايى براى درك اين مفاهيم و مكانيسم ها دارند. اينها همان ابزار هاى «تحليل گرى مالى» هستند. تحليل گران و مشاوران مالى تحليل هاى مربوط به سرمايه گذارى را تهيه كرده و به افراد حقيقى و حقوقى فعال در بازار هاى مالى خدمات مشاوره اى ارائه مى دهند. به اين ترتيب آنها با توجه به تخصص خود، عملكرد اقتصادى و مالى شركت ها و صنايع مختلف را براى سرمايه گذارى ارزيابى مى كنند و با توجه به نياز ها و شرايط مشتريان، شيوه هاى مناسب براى استفاده از ابزار هاى مالى و گزينه هاى مناسب سرمايه گذارى را پيشنهاد مى دهند.

در بازار هاى كارا، از آنجا كه اطلاعات به طور تقريباً يكسان در اختيار همه فعالان بازار هست، آنچه اهميت پيدا مى كند آناليز اين اطلاعات است. بنابراين در اين بازارها تحليل گران مالى نقشى حياتى در راهنمايى سرمايه گذاران ايفا مى كنند و سود بيشتر از طريق تحليل هاى بهتر حاصل مى شود. در چنين بازارى سرمايه گذارى روى مسائل تحليل گرى و تكنيك هاى آن نيز بيشتر خواهد بود و همين مسئله به كاراتر شدن بازار كمك مى كند.

• تحليل گرى در بازار سرمايه ايران

روش هاى متعددى براى تحليل گرى در بازار سهام وجود دارد كه از مهم ترين آنها روش هاى تكنيكال (Technical) و بنيادين (Fundamental) هستند. روش تكنيكال براساس داده هاى گذشته سعى در پيدا كردن روند هاى آينده دارد. اين روش به دليل وجود روند هاى سريع، كوتاه مدت و تا حدى قابل پيش بينى بازار سرمايه ايران از كارايى چندانى در اين بازار برخوردار نيست. در روش بنيادين تحليل گران مالى در ارائه ارزيابى اوراق بهادار از تحليل هاى مختلف سياسى، اقتصادى و مالى در سطح كلان كشور، صنعت و سازمان استفاده مى كنند و براى ارائه تحليل ها از آناليز جو بازار و شايعات نيز سود مى برند. اما از آنجا كه قابليت اعتماد به اينگونه اطلاعات (شايعات) پائين تر است هر چه در تحليل ها بيشتر از چنين اطلاعاتى استفاده شود، پايانى (Reliabilty) اين تحليل ها كمتر خواهد بود.همان طور كه پيش از اين نيز اشاره شد، وضعيت تحليل هاى مالى در بازار ايران به گونه اى است كه نقش شايعات و اطلاعات محرمانه در آن بسيار پررنگ است. از اين رو تحليل ها پايه و اساس محكمى ندارند.سرمايه گذاران نيز به تحليل هايى كه بر پايه محاسبات علمى باشد توجهى نمى كنند و معمولاً براساس تحليل هايى كه بر روى شايعات بنا شده اند اقدام به خريد و فروش يك سهم مى كنند.اتفاقاتى كه اخيراً در بازار سرمايه ايران رخ داده است (افزايش سرمايه و نرخ گذارى عجيب چند سهم پس از مجمع كه در هفته هاى پيش رخ داد) و رشد بى رويه برخى سهام تازه عرضه شده در بورس، موجب سلب اعتماد سرمايه گذاران از تحليل هاى مالى شده است. در چنين شرايطى مشاوران نيز براى اين كه مشتريان خود را از دست ندهند بيشتر از اين كه از روش هاى علمى براى ارائه گزينه هاى سرمايه گذارى استفاده كنند، با نگاه به جو بازار، صف هاى خريد و فروش، شايعات و ... مشاوره مى دهند.

• عوامل مؤثر بر وضعيت تحليل گرى در ايران

بى ترديد يكى از عوامل ضعف تحليل گرى در بازار سرمايه ايران، فقر علمى و كمبود ابزار ها در اين حوزه است. علاوه بر كار شناسان، فعالان بازار نيز با روش هاى نوين ارزيابى اوراق بهادار و ابزار ها و نرم افزار هاى نو كه امروزه در جهان مورد استفاده واقع مى شوند، آشنايى چندانى ندارند. از اين رو حتى اگر تحليلى هم با استفاده از اين روش ها ارائه شود، مورد استقبال قرار نخواهد گرفت.كمبود و يا ضعف قوانين، از ديگر عواملى است كه باعث مى شود تحليل گرى مالى در بازار سرمايه ايران كمرنگ باشد. ساختار قانونى سازمان بورس به گونه اى است كه اين امكان را مى دهد كه بيش از ۹۰ درصد سهام بسيارى از شركت ها در دست يك شركت و زير مجموعه هاى اقمارى آن باشد. به اين ترتيب اين مجموعه با انجام معاملات چرخشى توانايى ايجاد تقاضاى كاذب و تغيير قيمت در سهم شركت را دارا است. چرا بايد سهم شركتى كه بيش از ۱۰ درصد آن در دست مردم نيست در بازار بورس اوراق بهادار معامله شود؟ از طرفى قوانين در اجبار شركت ها براى ارائه اطلاعات درست نيز كوتاهى كرده است.

از اين رو بسيارى از شركت ها اطلاعات موثق و كاملى از فعاليت ها و دارايى ها خود به سرمايه گذاران و كارشناسان ارائه نمى دهند. همين مسئله كار تحليل را براى اين شركت ها سخت مى كند. علاوه بر ضعف قوانين در اجراى همين قوانين هم كاستى هاى بسيارى وجود دارد و شركت هاى بسيارى از رعايت آن سرباز مى زنند.عمق كم بازار نيز دست سهامداران عمده و شركت هاى بزرگ را براى بازى با سهام باز مى گذارد. چه بسيارند شركت هايى كه با انجام معاملات كوچك دچار تغيير قيمت هاى بزرگ مى شوند و چون درصد كمى از سهام اين شركت ها در دست مردم است، حساسيت بازار روز آنها زياد نيست. آنها با سهم شركت ها بازى مى كنند و هنگامى كه به اندازه كافى بالا رفت آن سهم را عرضه كرده، سود شناسايى مى كنند.نكته مهم ديگرى كه به اين ضعف بازار سرمايه ايران دامن مى زند فقدان ابزار ها و نقش هاى كنترلى در بازار سرمايه ايران است. براى مثال بازارساز ها (Market Makers) كسانى هستند كه مى توانند در هنگام رشد و يا سقوط بى رويه و بى دليل قيمت يك سهم وارد كارزار شده، سعى در تعديل عرضه و تقاضا داشته باشند. ارائه اطلاعات و تحليل هاى موثق از طرف سازمان بورس نيز مى تواند راهنماى مطمئنى براى سرمايه گذاران باشد.به هر حال آنچه هم اكنون در بازار ايران اتفاق مى افتد در دراز مدت زيان هاى جبران ناپذيرى بر پيكر بورس خواهد زد. اصلاح قوانين، تمركز بيشتر بر حسن اجراى قوانين، ايجاد ابزار ها و نقش هاى مورد نياز بازار و ... همه و همه راهكار هايى هستند كه اگر زودتر به انجام نرسند چيزى جز نوشدارويى پس از مرگ سهراب نخواهند بود.

با تشكر از على اسلامى بيدگلى و رسول اسكندرى

مهرداد حسینی
پنجشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸۳

چالش های گزارشگری مالی



 
037917.jpg
بيش از يك دهه از فعاليت دوره جديد و پرحجم سازمان بورس اوراق بهادار مى گذرد اما هنوز با همه كوشش هاى به عمل آمده ابزارهاى اطلاع رسانى نوين به طور كامل به كار گرفته نشده اند. بخشى از اين ابزارها گزارشات حسابرسى و دسترسى سهامداران به آن است. روش مرسوم فعلى آن است كه در مجامع شركت ها حداكثر اطلاعاتى كه تسليم سهامداران جزء مى شود گزارش حسابرسى به اضافه صورت هاى مالى اساسى شامل فقط ترازنامه، سود و زيان و صورت گردش وجوه است. واقعيت آن است كه حتى بسيارى از خبرگان بازار سرمايه هم از اين چند صفحه ناقابل نمى توانند به اطلاعات اصلى درونى شركت دست يابند. لذا بورس وظيشفه دارد در جهت دفاع از حقوق سهامداران جزء راهكارهايى را بيابد كه دسترسى آنان به اطلاعات مندرج در صورت هاى مالى ميسر شود. از جمله اين راهكارها الزام شركت ها به سايت اطلاع رسانى و درج گزارشات سالانه شامل گزارش هيات مديره، صورت هاى مالى و ضمايم همراه و گزارش حسابرس و بازرس قانونى در اين سايت است.

راهكار ديگر آن است كه شركت ها ديسكت يا CD محتوى اين گزارشات را در اختيار واحد اطلاع رسانى بورس قرار دهند و اين اطلاعات در سايت اطلاع رسانى بورس در معرض دسترسى عام قرار گيرد. واقعيت آن است كه وقتى شركت سهامى عام در بورس پذيرفته شده ديگر نمى تواند از اطلاعات محرمانه و اطلاعاتى كه نبايد سهامدار بداند صحبت كرد. در واقع همين پنهانكارى ها باعث شده كه امروزه گزارشگرى حسابرسى در معرض نقد و انتقاد و اصلاح قرار گيرد. نكته حائز اهميت ديگرى كه سازمان بورس به عنوان متولى بازار سرمايه بايد بدان توجه نمايد ناروشن بودن خط و مرز «مالكيت و مديريت» در بيشتر شركت هاى پذيرفته شده در بورس است زيرا عمده اين شركت ها به نوعى در مالكيت دولت يا نهادهاى عمومى هستند كه با مالكيت خصوصى تفاوت دارند و عملاً در بيشتر اين شركت ها «مديريت تصميم ساز و تصميم گير» به شمار مى رود.

لذا بررسى عملكرد مديريت اين شركت ها به صورت افشاى كليه دريافتى هاى اعضاى هيات مديره شركت ها به صورت يك بند توضيحى در صورت هاى مالى براى سهامداران بايد الزامى باشد زيرا در مجامع شركت ها كه موضوع پاداش هيأت مديره شركت ها مطرح مى شود سهامداران جزء كه تعداد آنها در بسيارى شركت ها بالاى ۲۰ الى ۳۰ درصد سهام است علاقه مند هستند بدانند مديران منصوب آنها در سال چقدر حقوق و مزايا دريافت مى كنند و بر اين اساس نسبت به پاداش آنها اتخاذ تصميم نمايند. موضوع مهم ديگر در رابطه با يادداشت هاى پيوست صورت هاى مالى در مورد اجزاى اقلام حساب هاست كه بسيارى از شركت ها تحت عنوان ساير حساب ها و يا ساير ارقام درشت و قابل ملاحظه درج مى كنند.

به منظور شفاف سازى و اطلاع رسانى دقيق سازمان بورس مى تواند شركت ها را ملزم كند كه اين سرفصل حساب از مبلغ معينى بيشتر نباشد و در غير اين صورت شركت ها ناچار به شكستن اين رقم و نمايش اجزاى آن باشند. در قوانين جديد مبارزه با فساد مالى و مبارزه با پولشويى وظايفى براى حسابداران رسمى و حسابرسان پيش بينى شده كه نشان دهنده حساسيت جامعه نسبت به مسئوليت هاى اجتماعى حسابرسان است. به نظر مى رسد با توجه به اين كه لايحه مبارزه با پولشويى در دستور كار مجلس قرار دارد و موضوع مبارزه با فساد مالى نيز اولويت خاص كشور ما است سازمان بورس، جامعه حسابداران رسمى ايران، انجمن حسابداران خبره ايران و سازمان حسابرسى به عنوان اصلى ترين اركان نظارتى مالى كشور موظف هستند بخشى از دستورالعمل هاى جهانى پيرامون اين قضايا را به صورت رعايت الزامات قانونى در گزارشگرى تاكيد نمايند.

به طور مشخص بايد شركت ها موظف شوند اسامى مشاوران شركت و مجموع پرداختى به آنان از هر قبيل را به صورت يك بند ويژه گزارشات مالى افشا نمايند كه در اين صورت بى ترديد برخى هزينه هاى پرداختى در ارتباط با فعاليت موسسات نبوده و حقوق صاحبان سهام در اين گونه موارد ضايع نخواهد شد. سازمان بورس در راستاى شفاف سازى اطلاعات شركت هاى پذيرفته شده در بورس رسالت تاريخى دارد. تجربه سقوط سال ۱۳۷۵ -۱۳۷۴ و حوادث جهانى انرون در آمريكا و پارمالات در ايتاليا نشان داد كه نمى توان به اتكاى آزادسازى قيمت ها اهرم هاى كنترلى را به ويژه در كشورهايى نظير ايران كه فساد ادارى و مالى در آن وجود دارد رها ساخت. بنابراين اركان نظارتى موسسات اقتصادى نظير حسابرسان داخلى، حسابرسان مستقل، سازمان بورس اوراق بهادار، بانك مركزى (در مورد موسسات مالى و پولى) از نقش و مسئوليت ويژه اى برخوردار هستند و هرگونه تساهل و مدارا در اين زمينه باعث خلل در روند بازار سرمايه و نهايتاً بى اعتمادى سهامداران خواهد شد.

منبع: ايران بورس( غلامحسين دوانی)

مهرداد حسینی
چهارشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸۳

تحليل تکنيکی

تحليل تكنيكي چيست؟
تحليل تكنيكي بررسي تغييرات قيمتهاي پيشين به منظور پيش‌بيني تغييرات آتي قيمت است. اغلب از تحليل‌گران تكنيكي به عنوان چارتيست ياد مي‌شود چرا كه براي تحليل‌هايشان اتكاي زيادي به نمودارها دارند.

تحليل تكنيكي در زمينه سهام، شاخصها، كالاها، پيمان هاي آتي(Commodity Future)، و يا هر ابزار قابل داد و ستدي كه متاثر از نيروهاي عرضه و تقاضا باشد قابل كاربرد است. قيمت به تركيبي از نرخ هاي باز شدن، حداكثر، حداقل و نرخ بسته شدن يك ورقه بهادار مشخص در بازه زماني معين اشاره دارد. واحد بازه زماني ممكن است كمتر از روز (تغييرات قيمت از يك معامله تا معامله بعدي، 5 دقيقه، ربع ساعت، يا ساعتي)، روزانه، هفتگي، يا ماهانه باشد و ممكن است از چند ساعت تا چندين سال ادامه داشته باشد. همچنين بعضي از تحليلگران تكنيكي علاوه بر نمودار قيمت، ‌مقادير حجم( تقاضاي اوليه موقع باز شدن نماد ) را نيز براي مطالعه عملكرد قيمت‌ بكار مي‌برند. { در نمودارها بصورت ميله اي زير نمودار روند قيمت قرار ميگيرد }

اساس تحليل تكنيكي
در ابتداي قرن بيستم، تئوري داو چيزي را بنيان‌گذاري كرد كه بعدها به عنوان تحليل تكنيكي نوين شناخته شد. تئوري داو(
Dow) از ابتدا تركيب كاملي نبود بلكه به مرور با كنار هم قرار دادن اجزايي از ميان نوشته‌هاي چارلز داو در طي چندين سال تكميل شد. از ميان قضيه‌هاي نقل شده از داو سه تا از آنها برجسته مي باشند:
قيمت معرف همه اطلاعات مي باشد.
تغييرات قيمت كاملاً تصادفي نيست.
اينكه چه اتفاقي افتاده {‌ پيشينه قيمت } بسيار مهم‌تر است از چرايي آن { چرا اتقاق افتاده‌ }

قيمت معرف همه اطلاعات مي باشد: اين قضيه شبيه به اشكال قوي و نيمه قوي بازار كارا است. تحليل‌گران تكنيكي اعتقاد دارند كه قيمت فعلي منعكس كننده تمام اطلاعات است. با توجه به اينكه اطلاعات قبلا اثر خود را بر روي قيمت گذاشته است، لذا قيمت نشان دهنده ارزش منصفانه مي‌باشد و بايد پايه اصلي تحليل را تشكيل دهد. در مجموع قيمت بازار نشان دهنده كليه اطلاعات مشاركت كنندگان در بازار شامل: معامله گران، سرمايه‌گذاران، مديران پرتفوي، تحليل‌گران خريد سهام، تحليل‌گران فروش سهام، جهت دهندگان به بازار، تحليل‌گران تكنيكي، تحليل‌گران بنيادي(Fundamental Analysts) و ديگران مي‌باشد. مخالفت با قيمت‌هايي كه توسط چنين تركيبي از افراد با چنين تخصص‌ها و اعتبارهايي تعيين شده بسيار نابخردانه است. تحليل تكنيكي از اطلاعات بدست آمده از قيمت براي تفسير اينكه بازار چه مي‌گويد با هدف پيش‌بيني آينده استفاده مي‌كند.

تغييرات قيمت كاملاً تصادفي نيست: بسياري از تكنيكي‌ها معتقد به روند قيمت هستند. ليكن بيشتر تكنيكي‌ها اين مطلب را نيز تاييد مي كنند كه در برخي از دوره هاي زماني، قيمت ها از روند خاصي تبعيت نمي كنند. اگر قيمت هميشه تصادفي بود، تحصيل درآمد از طريق تحليل تكنيكي بسيار سخت مي‌شد. جك شوايگر (Jack Schwager) در كتابش بنام Schwager on Futures: Technical Analysis چنين مي‌گويد:
در دوره هاي زماني طولاني ممكن است بازار داراي تغييرات قيمت تصادفي باشد، ليكن در داخل اين دوره هاي زماني، دوره هاي زماني كوتاه تري وجود دارند كه رفتار قيمت در آنها بصورت غير تصادفي است. هدف چارتيست ها شناسايي اين دوره هاي زماني (يعني پيدا كردن روند هاي كلي قيمت) است.

اعتقاد تكنيكي‌ها بر اين است كه تشخيص روند امكان پذير بوده و مي‌توان بر مبناي روند قيمت اقدام به سرمايه‌گذاري كرد و همراه با مشخص شدن تدريجي روند قيمت و با اقدام به خريد و فروش در زمان مناسب ، سود كسب كرد. با توجه به اين امر كه روش تحليل تكنيكي را مي توان براي دوره هاي زماني مختلف بكار برد، امكان دنبال كردن روند هاي بلند مدت و كوتاه مدت قيمت بطور همزمان وجود دارد. در نمودار بالا ( روند قيمت سهام IBM ) نشان دهنده رويكرد شوايگر نسبت به ماهيت روند قيمت ها است. روند كلي به سمت بالاست، ليكن محدوده‌هاي مناسب براي دادوستد (Trading) درون آن پراكنده است. مابين محدوده‌هاي دادوستد { برنگ قرمز- Trading Range } روندهاي رشدي { رنگ آبي- Trending Range } وجود دارند كه متاثر از روند رشد اصلي قيمت سهم در بلند مدت هستند. وقتي كه سهام بالاتر از محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند رشد آن دوباره شروع مي‌شود. از طرف ديگر زماني كه سهام پايين‌تر از مرز پاييني محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند نزولي قيمت سهم آغاز مي شود.

اينكه چه اتفاقي افتاده از علت آن مهم‌تر است: Tony Plummer در كتابش با عنوان The Psychology of Technical Analysis به نقل از اسكار وايلد مي‌گويد «يك تحليل‌گر تكنيكي قيمت همه چيز را مي‌داند ولي ارزش { واقعي } هيچ چيز را نمي‌داند. چارتيست ‌ها كه به عنوان تحليل‌گران تكنيكي شناخته ميشوند فقط با دو چيز سروكار دارند:
1- قيمت فعلي چيست؟
2- سابقه تغييرات قيمت چيست؟

قيمت نتيجه تقابل نهايي نيروهاي عرضه و تقاضا براي سهام شركت است. هدف تحليل‌گر پيش‌بيني جهت تغييرات قيمت آتي است. تحليل تكنيكي با تمركز بر روي قيمت و فقط قيمت، نمايانگر يك ديدگاه مستقيم است. بنيادگراها به دنبال چرايي قيمت مي گردند. حال آنكه تكنيكي‌ها به دلايل بنياد‌گراها در مورد چرايي قيمت با ديد ترديد نگاه مي‌كنند.تكنيكي‌ها اعتقاد دارند كه بهترين كار اين است كه بدنبال چيستي قيمت باشيم و به چرايي آن اهميت ندهيم. چرا قيمت بالا مي‌رود؟ بخاطر بيشتر بودن خريداران (تقاضا) از فروشندگان (عرضه). سرانجام، ارزش هر چيز برابر با پولي است كه يك فرد حاضر است براي آن بپردازد. چه لزومي دارد بدانيم چرا؟

قدم‌هاي كلي براي ارزيابي تكنيكي:
بسياري از تكنيكي‌ها از يك ديدگاه بالا به پايين ( كل به جزء ) استفاده مي‌كنند: كار تحليل گر با يك تحليل كلان و وسيع آغاز مي‌شود، سپس بخش‌هاي كلي جدا مي‌شوند تا پايه اي براي تقسيم بندي خرد و متمركز شكل دهند. چنين تحليلي مي‌تواند شامل سه قدم باشد:
1- تحليل وسيع بازار از طريق شاخص‌هاي اصلي بازار مانند
S&P 500، Dow Industrials، Nasdaq و NYSE Composite.
2- تحليل صنايع براي شناسايي گروه‌هاي قوي و ضعيف در داخل بازار. { صنعت برتر }
3- تحليل منفرد سهام براي شناسايي سهام‌هاي قوي و ضعيف در داخل گروه هاي انتخابي.{ سهم برتر }
زيبايي تحليل تكنيكي در تنوع و تطبيق پذيري آن براي بازارها و شرايط مختلف است. چرا كه اصول تحليل تكنيكي كاربرد عمومي دارند، هر كدام از قدمهايي كه در بالا بدان اشاره شد با زمينه تئوريك مشابه قابل اجراست. شما براي تحليل جدول شاخصهاي بازار نياز به تحصيلات اقتصادي نداريد. براي تحليل نمودار سهام لازم نيست شما يك حسابدار خبره باشيد. نمودار‌ها نمودار هستند. اهميتي ندارد كه محدوده زماني 2 روز يا 2 سال باشد. اهميتي ندارد كه نمودار، نمودار سهام، شاخص، و يا محصول باشد. اصول تكنيكي حمايت، مقاومت، روند، محدوده دادوستد، و ديگر ابعاد مي‌تواند براي هر نموداري بكار رود. در حالي كه اين امر آسان به نظر مي‌رسد، تحليل تكنيكي به هيچ وجه آسان نيست. موفقيت نيازمند مطالعه جدي، ثبات قدم و ذهن باز است.

تحليل نمودار:
تحليل تكنيكي مي‌تواند همان‌قدر كه شما مي‌خواهيد ساده و يا پيچيده باشد. مثال زير نشان دهنده يك نسخه ساده شده است. وقتي ما علاقه‌مند به خريد سهام هستيم، تمركز بر روي نقاط پرش قيمت خواهد بود.

روند كلي: اولين گام، تشخيص روند كلي است. اين كار توسط خط روند، ميانگين متحرك و يا تحليل نقاط فراز و فرود انجام مي شود. مادامي كه قيمت بالاتر از خط روند مربوطه باشد، روند قيمت سهم افزايشي و رو به بالا محسوب مي شود.

حمايت: عبارتست از دوره هاي زماني كه سهم با قيمتي پايين تر از قيمت هاي حداقل قبلي معامله مي شود. كاهش قيمت يك سهم به سطحي پايين تر از محدوده حمايت معرف روند نزولي براي آن سهم مي باشد.

مقاومت: عبارتست از دوره هاي زماني كه سهم با قيمتي بالاتر از قيمت هاي حداكثر قبلي معامله مي شود. افزايش قيمت يك سهم به سطحي بالاتر از محدوده مقاومت معرف روند صعودي براي آن سهم مي باشد.

نرخ نوسان قيمت: نرخ نوسان قيمت معمولا توسط شاخص هايي از قبيل "ميانگين متحرك همگرايي واگرايي" محاسبه مي شود. چنانچه ميانگين متحرك همگرايي- واگرايي از "ميانگين متحرك نمايي" 9 روزه بيشتر و يا مثبت باشد، آنگاه نرخ نوسان قيمت بصورت صعودي و يا لااقل در حال بهبود تلقي مي شود.

فشار خريد/فروش: در مواردي كه شاخص بازار سهام و حجم معاملات موجود باشد، مي توان از اين ارقام به عنوان علامتي براي تعيين فشار خريد و فروش (عرضه و تقاضا) استفاده كرد.

قدرت نسبي: قيمت نسبي خطي است كه از تقسيم قيمت ورقه بهادار بر شاخص بازار سهام بدست مي‌آيد. در مورد سهام‌ معمولاً قيمت سهم بر عدد شاخص500 S&P تقسيم مي شود. نمودار اين خط در طول يك دوره زماني به ما مي‌گويد كه آيا عملكرد سهام مورد نظر در مقايسه با شاخص بازار سهام بهتر يا ضعيف تر بوده است.

قدم نهايي، آميختن تحليل‌هاي بالا به منظور معلوم كردن موارد زير است:
قدرت روند قيمت فعلي.
بلوغ و يا مرحله روند فعلي.
نسبت بازده به ريسك مربوط به يك خريد جديد
زمان مناسب براي خريد يك سهم جديد

تحليل تكنيكي بالا به پايين
يك سرمايه‌گذار، براي رسيدن به معيار هاي معين، نمودارهاي بلند مدت و كوتاه مدت را در مورد هر بخش (بازار، صنايع و سهام هاي منفرد) تحليل مي كند. تحليل، ابتدا كل بازار مثلا شاخص500
S&P را مورد توجه قرار مي دهد. اگر كل بازار روند صعودي و مثبت داشته باشد، تحليل‌گر به سراغ انتخاب نمودارهاي صنايع مي‌رود. آن دسته از صنايعي كه نويد شرايط بهتري بدهند براي تحليل سهامهاي منفرد انتخاب مي‌شوند. وقتي كه صنايع محدود به 3 الي 4 گروه صنعتي شد، انتخاب سهام هاي منفرد آغاز مي‌شود. با بررسي10 الي 20 نمودار مي توان دامنه انتخاب را به 3 تا 4 سهام از بهترين هاي هر صنعت محدود كرد. تعداد سهامها و گروههاي صنعتي براي تصميم گيري نهايي بستگي به دقت معيارهاي مورد استفاده تحليلگر دارد. با اين سناريو ما سرانجام به 9 تا 12 سهام براي انتخاب مي‌رسيم. در اين مرحله نيز مي‌توانيم از بين آنها 4-3 سهام قوي‌تر را انتخاب نماييم.

نويسنده: آرتور هيل (Arthur Hill)
ترجمه: سيد مجتبي فاطمي
mojtaba[at]sarmaye[dot]com

 

مهرداد حسینی
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

تحليلی بر نسبت قيمت بر درآمد

P/E يا نسبت قيمت به سود يكى از افزارهاى قديمى و عموماً پر استفاده به منظور ارزش گذارى سهام است. هر چند محاسبه P/E بسيار ساده است اما تفسير آن عملاً دشوار مى نمايد. در شرايط معينى اين نسبت بسيار گويا و در زمان هاى ديگر كاملاً بى معنا جلوه مى كند. از اين رو، غالباً سرمايه گذاران اين اصطلاح را نادرست به كار مى گيرند و در تصميماتشان بيش از حد لازم به آن وزن مى دهند.

در بخش هاى بعدى اين مقاله ابتدا به تشريح و تبيين P/E مى پردازيم، سپس چگونگى استفاده از اين نسبت را در تجزيه و تحليل سهام بازگو مى كنيم، و سرانجام به شرايطى مى پردازيم كه نبايد از اين نسبت استفاده شود.

• P/E چيست

P/E كوتاه شده نسبت price)P يا قيمت سهم) به ESP Earning Per Share) يا سود هر سهم) است. همان گونه كه از نام آن پيدا است، براى محاسبه P/E آخرين قيمت روز سهام يك شركت به سود هر سهم (EPS) آن تقسيم مى شود.غالباً P/E در تاريخ هايى محاسبه مى شود كه شركت ها اطلاعات EPS (معمولاً سه ماهانه) را افشا مى كنند. اين P/E را كه بر مبناى آخرين EPS محاسبه مى شود بعضاً P/E دنباله دار نيز مى گويند. اما گاهى از EPS برآوردى براى محاسبه P/E استفاده مى شود، اين EPS معمولاً معرف سود برآوردى سال آينده است. در اين صورت به P/E محاسبه شده P/E برآوردى يا پيشتاز گفته مى شود.

محاسبه P/E گاهى روش سومى هم دارد كه مبتنى بر ميانگين دو فصل گذشته و برآورد دو فصل باقيمانده سال است. تفاوت عمده اى بين اين سه نوع وجود ندارد اما بايد بدانيد كه از محاسبات داده هاى تاريخى واقعى در مقايسه با برآوردهاى تحليلگران مالى استفاده كنيد. مشكل بزرگ محاسبه P/E مربوط به شركت هايى است كه سود آور نيستند و از اين رو EPS منفى دارند. در خصوص چگونگى رفتار با اين پديده ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد. برخى قائل به وجود P/E منفى هستند، گروهى در اين حالت P/E را صفر مى دانند و بسيارى ديگر هم معتقدند كه ديگر P/E محلى از اعراب ندارد.

به لحاظ تاريخى در بورس اوراق بهادار تهران عموماً ميانگينP/E در دامنه ۲‎/۳ تا ۲‎/۱۳تجربه شده است. نوسان P/E در اين دامنه عمدتاً بستگى به شرايط اقتصادى هر زمان دارد. در حال حاضر ميانگين P/E كل شركت هاى پذيرفته شده در بورس تهران حدود ۲‎/۸ است. همچنينP/E بين شركت ها و صنايع مى تواند كاملاً متفاوت باشد.

• كاربرد P/E

به لحاظ نظرى، P/E يك سهم به ما مى گويد كه سرمايه گذاران چند ريال حاضرند به ازاى هر ريال سود يك شركت پرداخت نمايند. به همين جهت به آن ضريب سهام نيز مى گويند. به عبارت ديگر اگر P/E يك سهم ۲۰ باشد بدين معنى است كه سرمايه گذاران حاضرند ۲۰ ريال براى هر ريال از سود اين سهم (كه شركت توليد مى كند) بپردازند.

الف- رشد سود


آنچه در بحث بالا به آن پرداختيم رشد شركت ها است. قيمت سهام بازتاب انتظارات سرمايه گذاران از ارزش و رشد آينده شركت است. اما توجه كنيد كه اندازه سود (EPS ) معمولاً مبتنى بر سود هاى (EPSهاى) گذشته است. اگر شركتى انتظار رشد دارد بنابراين انتظار داريم كه سودش نيز رشد كند. در نتيجه تفسيرى بهتر از P/E آن است كه خوشبينى بازار از آينده رشد يك شركت را باز تاب مى دهد.

اگر P/E شركتى بالاتر از ميانگين بازار يا صنعت باشد بدين معنى است كه بازار در ماه ها يا سال هاى آينده انتظارات بزرگى از سهم اين شركت دارد. شركتى با P/E بالا بايد سود هاى فزاينده ايجاد كند، در غير اين صورت قيمت سهمش سقوط خواهد كرد. مثالى از شركت ايران خودرو گوياى اين بحث است.

ب- ارزانى يا گرانى

P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهترى براى ارزش گذارى سهم است. مثلاً به شرط پايدارى ساير متغيرها، سهمى با قيمت ۲۰۰ ريال و P/E برابر ۱۰ بسيار گران تر از سهمى با قيمت ۲۰۰۰۰ و P/E برابر ۱۰ است. توجه كنيد كه محدوديت هايى در اين مثال وجود دارد. شما نمى توانيد P/E هاى دو شركت كاملاً متفاوت را براى ارزش گذارى بهتر آنها مقايسه كنيد. به عبارت ديگر تعيين بالا يا پايين بودن P/E بدون توجه به دو عامل اصلى بسيار دشوار است: ۱) نرخ رشد شركت و ۲) صنعت.

۱- نرخ رشد شركت

آيااندازه رشد گذشته شركت ها مى تواند معرف نرخ هاى انتظارى از رشد آينده باشد؟ هر چند پاسخ اين پرسش نمى تواند صريح باشد اما در عمل سرمايه گذاران براى پيش بينى سود (EPS ) و محاسبه P/E از نرخ هاى رشد گذشته استفاده مى كنند.

۲- صنعت

مقايسه شركت ها تنها در صورتى فايده مند است كه به يك صنعت تعلق داشته باشند، مثلاً شركت هاى صنعتى كه عمدتاً داراى ضرايب P/E پايين هستند. چون به رغم ثبات صنعت رشد پايينى دارند. از طرف ديگر شركت هاى صنعتى به دليل انتظار رشد از P/E هاى بالايى برخوردارند.

• دام هاى كاربرد P/E


تا بدين جا آموختيم كه در شرايط معينى P/E مى تواند ما را در تعيين بالا يا پايين بودن ارزش يك شركت كمك كند. همچنين پى برديم كه P/E تنها در شرايط معينى معتبر است. اما علاوه براين دام هاى ديگرى نيز در تحليل P/E وجود دارد كه در ادامه درباره برخى از آنها بحث مى شود.

• حسابدارى

سود يك اندازه حسابدارى است كه در محاسبه اش از اقلام غيرنقدى نيز استفاده مى شود. معيارهاى اندازه گيرى سود بر طبق اصول حسابدارى همگانى (GAAP ) مقرر مى شوند. اين اصول در گذر زمان تغيير مى كند و در هر كشورى نيز متفاوت از ديگر كشورها است. از اين رو محاسبه سود ( EPS) بسته به چگونگى دفتردارى و حسابدارى مى تواند به صورت هاى متفاوت ارائه شود. در نتيجه مقايسه سودها (EPS ها) با يكديگر گاهى به مقايسه سيب و پرتقال مى ماند.

• تورم

در شرايطى كه اقتصاد كشور تورم بالايى را تجربه مى كند طبعاً كالاها و هزينه هاى استهلاك به دليل بالا رفتن هزينه هاى جايگزينى كالاها و تجهيزات در مقايسه با سطح عمومى قيمت ها كم نمايى مى شود. بنابراين در زمان هاى تورمى P/E ها عموماً پايين تر مى آيند زيرا بازار سودها را كه به صورت ساختگى به بالا گرايش دارد تخريب شده مى بيند. بررسى P/E همانند تمامى نسبت ها در گذر زمان براى پى بردن به روند آن ارزشمند است. تورم اين بررسى را دشوار مى كند زيرا اطلاعات گذشته در امروز از فايده مندى كمترى برخوردارند.

• تفسيرى ديگر

P/E پايين لزوماً بدين معنى نيست كه ارزش يك شركت كم نمايى شده است. بلكه به معناى آن است كه بازار معتقد است شركت در آينده نزديك با مشكل روبه رو خواهد شد. سهمى كه قيمتش پايين مى آيد معمولاً دليلى دارد.

عمده ترين دليلش اين است كه سود شركت كمتر از سود انتظارى اش خواهد بود. اين مسئله P/E دنباله دار بازتابى ندارد مگر آن كه سود در عمل نيز محقق گردد.

• تنها به اتكاى P/E سهام نخريد


يكى از پر بسامدترين اشتباهاتى كه سرمايه گذاران غير حرفه اى مرتكب مى شوند خريد سهام صرفاً به اتكاى P/E بالا يا پايين است. توجه كنيد كه ارزشيابى سهام تنها با تكيه بر شاخص هاى ساده اى مانند P/E ساده انگارانه و نادرست است. P/E بالا ممكن است به معنى بيش نمايى ارزش سهم باشد و هيچ تضمينى وجود ندارد كه بعداً به سرعت پايين نيايد. ضمناً توجه كنيد كه حتى اگر ارزش سهمى كم نمايى شده باشد ممكن است ماه ها يا حتى سال ها طول بكشد تا بازار ارزش آن را اصلاح نمايد.

در هر صورت تجزيه و تحليل سهام امرى بسيار پيچيده تر از دانستن چند نسبت ساده است. به عبارت ديگر هر چند كليدى براى معماى ارزش گذارى سهام است اما تمام آن نيست. از اين رو توصيه مى شود كه سرمايه گذاران براى خريد سهام با خبرگان سرمايه گذارى رايزنى نمايند. پاسارگاد نيك آماده است تا سرمايه گذاران علاقه مند را با قواعد سرمايه گذارى آشنا سازد.

• نتيجه گيرى

P/E همه چيز يا به عبارتى حرف آخر را درباره ارزش سهم نمى گويد اما براى مقايسه شركت هاى يك صنعت، كل بازار يا روند تاريخى P/E يك شركت سودآور است.

به ياد بسپاريد كه :

الف - P/E يك نسبت است و از تقسيم ((P PRICE يا قيمت روز سهم به(EPS)E يا سود هر سهم به دست مى آيد.

ب- سه نوع EPS به نام هاى EPS دنباله دار، آينده و ميانگين وجود دارد.

ج- به لحاظ تاريخى، ميانگين P/E ها در بازه ۲‎/۳ _ ۲‎/۱۳ قرار مى گيرد.

د- به لحاظ نظرى، P/E يك سهم به ما مى گويد كه سرمايه گذاران حاضرند چند ريال به ازاى هر ريال سود بپردازند.

هـ - تفسير بهترى از P/E اين است كه آن بازتاب خوشبينى بازار از آينده رشد يك شركت است.

و- P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهترى براى ارزش گذارى يك سهم است.

ز- بدون در نظر گرفتن نرخ هاى رشد صنعت، صحبت از بالا يا پايين بودن P/E يك شركت بى معناست.

ح- تغيير در اصول حسابدارى شامل وجود چندين روش مجاز براى سود (EPS ) تجزيه و تحليل P/E را دشوار مى كند.

ط- P/E ها عموماً در زمان تورم حاد پايين تر مى آيند.

ى- تفاسير بسيارى پيرامون دليل پايين بودن P/E يك شركت وجود دارد.

ن- تنها به اتكاى ضريب P/E اقدام به خريد و فروش سهام نكنيد.

منبع: پاسارگاد

مهرداد حسینی
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

تفکر اقتصادی حاج آقا

 خيابان وليعصر خيلى شلوغ بود. فكر كنم فاصله بين ميدان وليعصر تا ابتداى تخت طاووس ۴۰ دقيقه طول كشيد و ما هنوز وارد تخت طاووس نشده بوديم. هوا خيلى گرم بود و نمى شد شيشه ها را بالا كشيد اما سروصداى بيرون هم خيلى سرسام آور بود. اما چيزى كه باعث شده بود، من وضعيت موجود را تحمل كنم، ترانه كاليفرنياى گروه «ايگلز» بود. تازه وارد خيابان تخت طاووس شديم كه موبايلم زنگ زد. پيش شما ره اى كه روى صفحه موبايلم ظاهر شده بود، از رشت بود اما شماره تلفن را نمى شناختم. جواب دادم، صداى آن طرف خط اصلاً آشنا نبود اما صاحب صدا انگار مرا خوب مى شناخت.

صداى ضبط ماشين زياد بود و من در لحظات اول حتى شك كردم كه صداى آن طرف خط مردانه است يا بچه گانه. صداى «ايگلز» كه كم شد، تازه صداى آن طرف خط را شنيدم كه خودش را «حاج مرتضى» معرفى مى كرد. با لهجه غليظ رشتى سعى مى كرد، رابطه فاميلى خودش را به من بفهماند و من تازه فهميدم كه او «حاج مرتضى رحمانى» شوهر عمه مادرم است. «حاج مرتضى» روحانى بود و من حدود ۸ سالى مى شد كه او را نديده بودم. از اينكه صداى ضبط ماشين زياد بود، خجالت كشيدم و عذر خواستم اما حاج مرتضى بدون توجه به عذرخواهى ام، سعى مى كرد، آدرسى را در خيابان كريم خان زند، به من حالى كند. آدرس را نوشتم و حاج مرتضى از من خواست فرداى آن روز به ديدارش بروم. به شدت به فكر فرو رفتم. حاج مرتضى رحمانى، روحانى صاحب نفوذ و صاحب مقام از من چه مى خواست به ياد بحث هاى سياسى چند سال پيش افتادم كه معمولاً بين من، خسرو و بروبچه هاى قوم و خويش با حاج مرتضى رحمانى در مى گرفت.

جنگ لفظى ما هميشه مغلوبه بود و در حالى كه ما نمى توانستيم از خط قرمزهايش رد شويم. او خطوط عاطفى اعتقادات ما را هم مى شكست و رد مى شد. خوب يادم هست كه خسرو در همان روزهاى به يادماندنى، از حاج مرتضى خوشش نمى آمد و حتى يك بار با سنگ، شيشه تويوتاى زرد رنگ حاج آقا را شكست. خسرو معتقد بود، يك روحانى نبايد، خودروى لوكس سوار شود. كارى نمى شد كرد. اين تفكر جوانى ما بود و حاج مرتضى هم نمى توانست با خسرويى كه رودررويش ايستاده بود و اعتراف مى كرد كه شيشه ماشين او را شكسته است، كارى بكند. فرداى آن روز، در حالى كه چند شاخه گل در دست داشتم، وارد ساختمانى شدم كه حاج آقا رحمانى آدرس داده بود. من را به دفترى هدايت كردند كه (روى درش) نوشته شده بود، «دفتر مديرعامل». خانم محجبه اى من را به داخل هدايت كرد و من بايد به درخواست او، چند لحظه صبر مى كردم «تا حاج آقا تشريف بياورند.» چند ثانيه اى طول نكشيد كه حاج مرتضى رحمانى از پشت ميز بزرگ وارد اتاق شد.

چهره او تغيير زيادى نكرده بود اما موهايش سفيدتر از گذشته ديده مى شد. همديگر را در آغوش گرفتيم و روبوسى كرديم. با همان لهجه غليظ اش از حال و روزم پرسيد و گفت كه هر روز مطالب من را در روزنامه شرق مطالعه مى كند. پشت ميز كه نشست، پكى به سيگار نيمه جان زد و من از ميان دودهاى آبى رنگ سيگارش، ديدم كه موهاى سروصورتش سفيد شده و زير چشم هايش گود افتاده است. چند لحظه اى به هم نگاه كرديم و طبق معمول، «اخبار بورس و سهام» شد موضوع گفت وگوى پرويز گيلانى با طرف مقابلش. برخلاف خيلى ها كه صحبت هاى پرويز گيلانى را فقط گوش مى كنند، حاج مرتضى يادداشت هم مى كرد و هر چند ثانيه اى با سئوالات فنى خود، مسير صحبت هاى من را تغيير مى داد. صحبت هاى من در مورد بورس كه تمام شد، حاج آقا بلافاصله به سئوالى كه هنوز مطرح نكرده بودم پاسخ داد. «اينجا دفتر مركزى شركت سامان بافت است كه پارچه هاى كت و شلوار، توليد مى كند. من مدير شركت هستم و بخشى از سهام آن را دارم. شركت سهامى خاص است و به هيچ عنوان از سوبسيدها و امتيازات دولت، استفاده نمى كند. ما به كشورهاى ايتاليا، آلمان، فرانسه، كانادا و حتى انگليس، پارچه هاى درجه يك، صادر مى كنيم. وضعيت شركت عالى است و ۱۵۰ كارگر آن هم از اوضاع ابراز رضايت مى كنند

حاج آقا بعد از اين مقدمه كوتاه بلافاصله رفت سر اصل مطلب، «مى خواهيم شركت را وارد بورس كنيم، بگوييد چه بايد كرد؟» برايش توضيح مى دهم كه شركت آنها، بايد سرمايه مورد نياز را داشته و صورت هاى مالى منظمى در چند سال گذشته منتشر كرده باشد.به او گوشزد مى كنم كه سودآورى شركت در سه سال گذشته و ارائه طرح ها و برنامه هاى منظم براى چند سال آينده، در پذيرش شركت در بورس، تاثير زيادى دارد. حاج مرتضى از من مى خواهد كه با هم سرى به كارخانه «سامان بافت» بزنيم. كارى كه نداشتم، بنابر اين پذيرفتم. سيگارى روشن كرديم و چند لحظه بعد با يك خودرو مدل بالا به سمت كارخانه راه افتاديم. برايم خيلى عجيب بود كه مدير يك كارخانه، روحانى باشد. خيلى كنجكاو بودم كه ببينم رفتار او با كارگران و برعكس رفتار كارگران با او چگونه است.

وارد كارگاه نساجى شديم، باورم نمى شد اما همه دستگاه ها جديد و مدرن بودند خط توليد با نظم خاصى كار مى كرد و كارگران با لباس هاى يك دست، مشغول كار بودند صداى موزيك ملايمى فضاى كارگاه را پر كرده بود و تميزى كارگاه به شدت قابل رؤيت بود. حدود دو ساعت در كارخانه چرخيديم و هر لحظه كه مى گذشت به مديريت حاج مرتضى احسنت مى گفتم. نزديك ظهر بود و حاج مرتضى دستم را گرفت و با هم به نمازخانه شركت رفتيم. من هم وضو گرفتم و مثل ۵۰ كارگرى كه منتظر اقامه نماز بودند، در صف جماعت قرار گرفتم. اعتراف مى كنم بعد از سه سال در نماز جماعت شركت مى كردم. نماز كه تمام شد با هم به ناهارخورى شركت رفتيم. سر ميز غذا، حاج مرتضى، دستم را گرفت و گفت: تصميم دارم، پس اندازم را در بورس سرمايه گذارى كنم. با خودم گفتم، حاج آقا حتماً ۱۰۰ ميليون تومانى سرمايه دارد اما خودش گفت ۵ ميليون تومان پس انداز دارد و مى خواهد با راهنمايى من آن را وارد بورس كند. او از من خواست سهام خريدارى شده را به نام تنها دخترش، مريم، ثبت كنم. با حس غريبى كه داشتم از كارخانه حاج مرتضى خارج شدم. خوشحال بودم از اين كه، مى ديدم تفكر سرمايه گذارى و تفكر سهام دارى به صورت قابل ملاحظه اى رشد كرده و مورد پسند واقع شده است.

مگر روحانيون، انقلابيون يا صاحب منصبان حق ندارند در بورس سرمايه گذارى كنند؟ اين كه افرادى از مناسبات خود سوءاستفاده كنند و برپايه اطلاعات نهانى دادوستد كنند موضوع ديگرى است اما هيچ كس يادش نمى آيد كه شرع مقدس يا قانون جمهورى اسلامى، روحانيون را از سرمايه گذارى منع كرده باشد. ياد خسرو افتادم كه روزگارى روى ماشين هاى مدل بالا، تف مى كرد و حالا خودش عاشق ماشين هاى مدل بالا بود. با اين حال خسرو هم اگر در آن لحظه كنار من بود، قطعاً به مديريت و تفكرات اقتصادى «حاج آقا» احسنت مى گفت.

پرويز گيلانی( شرق)

 

 

مهرداد حسینی
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

فصل بازدهی

موضوع قابليت هاى بورس را در مقطعى مطرح كرديم كه به رغم فصل بازدهى، شاخص و خط كش بورس به سمت پائين تغيير جهت داد و بازار در ابهام فرو رفت، راستش پيش بينى چنين وضعيتى خيلى دور از ذهن نبود، به همين دليل برترى بورس را در اين مقطع به دو دليل مطرح كرديم.

۱ -
جلوگيرى از خروج سهامداران جزء از بازار و دلگرمى به آنها خوب مى دانيم كه اين بازار ريسك خاص خود را دارد و اين را هم مى دانيم كه شاخص همواره منحنى سينوسى ولى رو به بالا داشته، نهايتاً تامل و حوصله آينده را روشن مى كند و تعجيل جز بدبينى، كمك كردن به جو منفى بازار و ضرر و يا سود كم را به همراه نخواهد داشت كه البته همين سرمايه گذاران براى برگشت به بازار با مشكلات صف و... روبه رو خواهند شد كه چندين بار به تجربه اين موضوع مشاهده شده است، قرار است با اتحاد خود بر پويايى اين بازار كمك كنيم.

۲-
ما سعى كرديم با نوشتن مطالبى در خصوص قابليت هاى بورس سرمايه هاى جديد را جذب كنيم بنابراين در اين مقطع كه فصل بازدهى است و در شرايط موجود به راحتى مى توان سبد خوبى تشكيل داد پس چه بهتر كه نشان دهيم بازار برتر بورس و اگر هم محض مطالعه به اين بازار نگاه كنيم مى توانيم حاصل كار را ببينيم و متوجه شويم كه ريسك در چنين شرايطى چه لذتى دارد.

در اينجا توجه شما را به نكته خاصى در خصوص خريد به هنگام منفى بودن بازار جلب مى كنم فرض كنيد يك سهم خوب در اين شرايط ۵ درصد منفى خورده و خريد انجام شود، چون عمدتاً در اين شرايط با قيمت بالاترى بسته مى شود در همان روز خريدار از بازار جلوتر است چون ارزان تر از ابتداى قيمت روز بعد خريدارى كرده حال در بهترين شرايط اگر فرداى آن روز اوضاع تغيير كند و همين سهم ۵ درصد مثبت شود خوب به طور متوسط ممكن است دو روزه ۷ درصد فقط رشد قيمت عايد شود البته در بسيارى از مواقع تا چند روز همچنان قيمت خريد چند روز قبل از قيمت روز كمتر خواهد ماند و اينجاست كه هم بدون دردسر خريد انجام شده و هم بازدهى خوبى نصيب خريدار خواهد شد، البته اگر هم بعد از خريد، مدت بيشترى منفى شود و يا فوراً از قيمت خريد كمتر شود صبر و حوصله نتيجه را مشخص خواهد كرد.

معمولاً خريد در شرايط مثبت هم سخت است و هم تا چند روزى ممكن است به قيمت خريد خود نرسد يعنى قيمت خريد از قيمت روزهاى بعد بيشتر باشد. ريسك پذير باشيد در عين حال با علم و آگاهى عمل كنيد.با اين مقدمه ما هم قصد داريم مانند ديگران عوامل و احتمالات منفى شدن بازار را دسته بندى كنيم .خوب بحث حباب قيمتى دور از ذهن است و به آن نخواهيم پرداخت. سياست خوره چنين بازارى است و بايد از فرهنگ اين بازار قدرى دور شود چون بسيار اثرگذار است. سياست خارجى و سياست داخلى: سياست خارجى مربوط به فشارهاى مختلف از جانب آمريكاست كه مهمترين آنها بحث نحوه استفاده از انرژى اتمى است كه فكر مى كنم اثراتش نبايد به اين شدت و به اين سرعت بر بازار تاثير بگذارد البته جلسه در جريان سازمان ملل در همين رابطه نيز بى تاثير نيست با اين حال به بحث سياست داخلى كه منشاء آن تغيير كابينه رياست جمهورى و انتخاب جديد وزير اقتصاد و دارايى است، مى پردازيم:

سياست هاى وزير جديد اقتصاد هنوز واضح و روشن نشده و همين عنوان بر ابهامات اين بازار سايه افكنده، از جمله با تشديد شايعه تغيير وزير اقتصاد، شايعه تغيير دبير كل بورس اوراق بهادار اوج گرفت و باعث شد در دو هفته گذشته بر كاهش شاخص بورس اثرگذار باشد پس از فروكش كردن اين موضوع، دوباره آرامش نسبى بر بازار حاكم شد ولى همزمان با تثبيت دبير كل فعلى بورس، دوباره بازار به هم ريخت و معاملات از رونق افتاد كه گروهى معتقدند انتظار بسيارى از بازى گردانان رفتن او بود و در شرايط حاكم جو بازار را اينگونه به نمايش در مى آورند و احتمال ديگرى كه ممكن است وجود داشته باشد اين است كه با توجه به علاقه دبير كل به وزير قبلى، اوضاع را بر وفق مراد نمى داند و با ايجاد شوك اين حس را نيز القا مى كند، سياست است و اينكه واقعاً چرا اينگونه است درك آن كمى مشكل است فقط اميدواريم كه هر چه هست به قول معروف خير باشد و در شرايط و اوضاع فعلى، رياست جمهورى و وزير محترم اقتصاد به دور از هر گونه تنش سياسى، مسير حركت هر چه سريع تر اين بازار را هموار كنند. بالاخره از هر چه بگذريم پاى سهام دار جزء در ميان است و پويايى اقتصاد مملكت عزيزمان ايران. به اميد فردايى روشن.

مهرداد حسینی
یکشنبه ٧ تیر ،۱۳۸۳

شرق وارد بورس می‌شود

پرويز گيلانى: بچه هاى گروه اقتصادى روزنامه شرق، قرار است، روز يكشنبه در نمايشگاه مطبوعات حاضر شوند. من هم دارم سعى مى كنم كه قرار هاى كارى ام را به هم بزنم و روز يكشنبه به اتفاق دوستان روزنامه در غرفه «شرق» حاضر شوم. اميدوارم شما هم وقت كنيد و سرى به غرفه روزنامه مورد علاقه خودتان بزنيد. البته مراقب باشيد كه تالار بورس يك دفعه از سهامداران باهوشى مثل شما خالى نشود. اما حالا كه در بطن نمايشگاه كتاب و مطبوعات قرار داريم بد نيست در مورد ارتباط رسانه ها و بازار هاى سرمايه چند خطى بنويسم. چند روز پيش كه آقاى «عطريانفر» را در تحريريه روزنامه ملاقات كردم به ايشان پيشنهاد دادم كه شرايط ورود روزنامه «شرق» به بورس را فراهم كنند. محمد قوچانى سردبير روزنامه هم آنجا حضور داشت و احساس كردم اين جمله هر دوى دوستان را به فكر فرو برد. دوستان حتماً مى دانند كه معمولاً بازار هاى سهام در تمام دنيا به نوعى ويترين اقتصاد كشور ها هستند.

فرقى نمى كند بورس كابل هم كه باشد، نقش ويترين اقتصاد افغانستان را دارد و يا بورس نيويورك كه نمايانگر اقتصاد ايالات متحده است. در بورس ها، باشگاه هاى فوتبال، چاپخانه ها، هتل ها، دانشگاه ها و كارخانجات مختلف حضور دارند. اگر بخواهم ساده تر بگويم هر بنگاه يا موسسه اى كه به نوعى درگير كار هاى اقتصادى است و سودآورى دارد مى تواند وارد بورس شود و سهام خود را به عموم مردم عرضه كند. باورتان نمى شود اگر بگويم كه در ايالات متحده آمريكا گذشته از كمپانى هاى كوچك و بزرگ فيلمسازى، باشگاه هاى بدنسازى، استخر هاى شنا و سونا و حتى شركت هاى جمع آورى زباله هم وارد بورس شده اند. عجيب است نه؟ پس حالا خوب توجه كنيد. خبرگزارى هاى بى بى سى آسوشيتدپرس، رويتر، دويچه وله و تلويزيون هاى معروفى مثل يورونيوز، سى ا ن ان، بى بى سى و حتى روزنامه هايى مثل يو اس اى تودى، يوميورى ژاپن، بيلد آلمان و حتى هفته نامه هاى تخصصى هم در بورس هاى معتبر دنيا سهام عرضه كرده اند.

اصولاً كاركرد رسانه ها در كشور هاى پيشرفته، بر پايه معادلات خاص اقتصادى تنظيم شده و مديران آنها استاندار د هاى خاصى را براى افزايش توان اقتصادى نشريات خود تدوين كرده اند. زمانى كه يك نشريه مجبور است براى ادامه حيات فرهنگى و سياسى خود به دنبال راه هاى كسب درآمد باشد ناخودآگاه وارد حيطه كار اقتصادى شده است در صورتى كه حساب ها شفاف باشد و دخل و خرج ها رابطه اى مناسب پيدا كند، طبيعى است كه بنگاه به سودآورى رسيده است. بنابراين فرقى نمى كند كه آن بنگاه نوشابه توليد كند يا فيلم هاى سينمايى. ورود بنگاه ها به بورس گذشته از نتايج مثبتى كه در معادلات پولى و سرمايه اى كشور دارد، نتايج قابل ملاحظه اى نيز در ادامه حيات خود بنگاه خواهد داشت. در اين حالت بنگاه مى تواند به جاى استقراض از سيستم بانكى، سهام به مردم واگذار كند و وجوه آن را صرف افزايش توان توليد و توسعه شركت كند. فرض كنيد روزنامه شرق روزى وارد بورس شود، مى دانيد كه آنوقت چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آن وقت مى تواند از طريق قابليت هايى كه در بورس وجود دارد، افزايش سرمايه بدهد و مثلاًً از كشور آلمان، جديدترين تكنولوژى چاپ روزنامه را وارد ايران كند. اين چاپخانه مى تواند كار چاپ چند روزنامه مختلف را بر عهده بگيرد و به سودآورى مجموعه روزنامه شرق كمك كند.

آن وقت فكرش را بكنيد كه تحريريه روزنامه ناچار است براى اينكه تعداد خوانندگان روزنامه را افزايش دهد كيفيت اخبار و گزارش ها را نيز بالا ببرد. مثل روزى كه «شرق» تيتر اولش را به دستگيرى صدام اختصاص داده بود مى گويند آن روز، ساعت ۹ صبح ديگر روزنامه شرق را در هيچ كجاى تهران نمى شد پيدا كرد. بنابراين رابطه تيراژ و خواننده و توفيق در جذب آگهى و پيام هاى بازرگانى قطعاً در سودآورى روزنامه تاثير خواهد گذاشت. علاوه بر آن بورس تنها بازارى است كه عملكرد مديران بنگاه ها در آن مورد ارزيابى قرار مى گيرند. براى سهامداران خيلى مهم است كه مثلاً مدير فلان شركت چه كسى باشد. به اين ترتيب خيلى اهميت دارد كه اگر شرق وارد بورس شود در تحريريه آن چه كسانى قلم زنى كنند. بنابراين هر اتفاقى كه قرار است در تحريريه روزنامه ايجاد شود، بايد جزئيات آن طى اطلاعيه هاى شفافى به بازار منتقل شود. چرا چون در روزنامه ها هم مثل باشگاه هاى فوتبال، دارايى ها انسانى است نه سرمايه اى. خلاصه ورود خبرگزارى ها و مطبوعات و حتى شبكه هاى تلويزيونى به بورس مى تواند امكان پذير شود. قطعاً شرط اصلى ورود هر بنگاهى بايد سودآورى باشد، روزنامه ها هم از اين قاعده مستثنى نيستند. هر چند تلويزيون جمهورى اسلامى و خبرگزارى ايرنا زيانده ترين شركت هاى كشور محسوب مى شوند اما روزنامه هايى مثل همشهرى، شرق، ايران و جام جم كه از تيراژ و سودآورى نسبى برخوردار هستند مى توانند وارد بورس شوند. موضوع سرمايه مورد نياز ساختار ادارى و مالى مناسب و تنظيم صورت هاى مالى استاندارد از شرايط اصلى ورود بنگاه ها به بازار سهام است. تا آنجا كه من تحقيق كرده ام، هيچ كدام از روزنامه هاى فعلى كشور ما شرايط پيوستن به بورس را ندارند چرا كه ساختار آنها مطلقاً استاندارد نيست و اصولاً آنها شرايط لازم براى سود آورى را ندارند. گذشته از آن نبود قانون جامع مطبوعات و نبود امنيت لازم براى ادامه حيات روزنامه از جمله مشكلات اصلى پيوستن روزنامه ها به بورس است. هنوز مطبوعات در ايران جايگاه واقعى خود را پيدا نكرده اند و اصولاً نمى توانند امنيت واقعى داشته باشند. در هر صورت توضيحاتى كه به آن اشاره كردم دستمايه صحبتى بود كه در شرق مطرح شد و مناسب ديدم كه قسمتى از آن را براى شما هم بازگو كنم در ضمن بايد به اطلاع همه دوستان برسانم كه به زودى در همين ستون به مسائل آموزشى هم خواهم پرداخت و براى اطلاع دوستان تازه خودم، سبك هاى مختلف دادوستد سهام و نحوه تحليلگرى مالى را آموزش خواهم داد. طراحى وبلاگ من هم تقريباً نهايى شده و به زودى آدرس آن را به اطلاع شما خواهم رساند. روز يكشنبه در غرفه مطبوعات نمايشگاه بين المللى همديگر را ملاقات خواهيم كرد

مهرداد حسینی
شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۳

سرمايه گذاری دارتی
پرويز گيلانى: اگر همسرتان اصرار كند كه شما به او ميدان بدهيد تا در بورس تهران سرمايه گذارى كند، شما چه خواهيد كرد؟ من كه كاملاً درمانده شده ام. حرفى ندارم، اما همسرم «زيبا» شيوه عجيبى را براى سرمايه گذارى انتخاب كرده است.

چند وقت پيش، كتابى از كانادا برايم فرستادند كه به زبان انگليسى نوشته شده بود. من كه خيلى سر در نياوردم اما همسرم يكى دو هفته اى هست كه به شدت با اين كتاب خودش را مشغول كرده و حالا هم اصرار دارد كه تمام نوشته هاى كتاب را در بورس تهران، امتحان كند.

اسم اين كتاب «دارت» است و محتويات آن به نحوه سرمايه گذارى «چارتيست»ها مربوط مى شود. نويسنده كتاب كه خودش اهل بورس بازى است و سواد تئوريك زيادى ندارد، به شدت بر طبل سرمايه گذارى «تكنيكالى» مى كوبد و معتقد است اين روش بهترين روش سرمايه گذارى در بورس بوده و خواهد بود.

مى دانيد، از ديد اين دسته از سرمايه گذاران، تحليل بايد مبنايى تاريخى داشته باشد. آنها معمولاً تغييرات يك دسته از سهام را بر روى يك نمودار «chart» رسم مى كنند. به اين اميد كه بتوانند تغييرات قيمت آن سهام را در آينده پيش بينى كنند. اين نمودارها در بورس هاى معتبر دنيا و رابطه با پيش بينى تغيير قيمت سهام و اوراق قرضه ترسيم مى شود. با اين پيش زمينه مى خواهم ديدگاه نويسنده كتاب «دارت» را براى شما توضيح بدهم.

او مى گويد، بايد ۵۰ شركت پربازده ۴ سال گذشته را انتخاب و براساس نمودار عملكرد آنها، رفتار آينده را حساب كنى.در نهايت از ۵۰ شركتى كه انتخاب كرده ايد، ۲۵ شركت ارزش سرمايه گذارى مجدد خواهند داشت و شما بايد اسم اين ۲۵ شركت را روى مقوا بنويسى و به ديوار بكوبى. حالا مى توانى با پرت كردن «دارت»، ۱۰ شركت را به صورت اتفاقى انتخاب نهايى كنى و بعد يك «پرتفوى شانسى» تشكيل دهى. جالب است نه! به اين مى گويند سرمايه گذارى پرهيجان. نويسنده كتاب مدعى است كه براساس همين روش پرهيجان در سال هاى فعاليت و در بورس ۱۰۰ درصد بازدهى داشته است.

«خرس سياه» نويسنده اين كتاب كه انگار اسم مستعار برخود گذاشته من و شما را به اين نوع سرمايه گذارى دعوت كرده است. او معتقد است اين نظريه فقط در «بازارهاى كارا» قابليت اجرا دارد. چون گردش اطلاعات در اين بازارها عادلانه است و «اينسايدرها» دامنه فعاليت محدودى دارند. «خرس سياه» حتى يك بار ۷۰ شركت را با پرت كردن «دارت» انتخاب كرده و به گفته خودش سال پرهيجانى را سپرى كرده است.مى دانيد روش هايى كه امثال «خرس سياه» براى سرمايه گذارى انتخاب مى كنند، دقيقاً «تجارت همراه با تفريح» است، مثلاً شغل اصلى «خرس سياه» دندانپزشكى است و او البته توضيح داده كه ميراث قابل توجهى از پدرش به او رسيده است.

«خرس سياه» اكنون حدود ۵ ميليون دلار ثروت دارد و مى گويد قصد دارد كه يك بار توسط پرنده دست آموز خود، سهام انتخاب كند. شما لازم نيست سليقه «خرس سياه» را براى سرمايه گذارى هاى خود انتخاب كنيد. خاطرتان باشد كه شما در ايران هستيد و «خرس سياه» در كانادا. او در بورس تورنتو و بورس نزدك سرمايه گذارى كرده و شما در بورس تهران. همان طور كه گفتم، اين گونه سرمايه گذارى صرفاً جنبه كسب و كار ندارد بلكه مهمتر از تجارت، تفريحى است كه با ريسك همراه بوده و البته لذت خود را دارد. گذشته از آن، بورس هاى بزرگ دنيا، به آن درجه از كارايى رسيده اند، كه مى شود يك سبد سهام در آ ن تشكيل داد و با اطمينان روى يك بازدهى مناسب حساب باز كرد.هر چند رقم بازدهى در بورس تهران در چند سال گذشته قابل توجه بوده اما حقيقت اين است كه سياست افشاى اطلاعات به هيچ عنوان پى گيرى نشده و به عبارتى «عدالت اطلاعاتى» در بورس تهران، قابليت اجرايى ندارد.اگر بازار، كارا باشد، دادوستد متكى بر اطلاعات نهايى جرم محسوب شود و شركت ها، لزوم افشاى اطلاعات را رعايت كنند، مى شود حتى شركت ها را چشم بسته انتخاب كرد.

اگر اشتباه نكنم، اين يكى از پيش زمينه هاى مورد نياز اجراى طرح هايى مثل سبد سهام است. اما پاسخ دادن به اين سئوال را به شما وامى گذارم، آيا اين زمينه ها در بورس تهران فراهم شده است.حقيقت اين است كه در بازارى مثل بورس تهران دادوستدها مبناى علمى ندارد و همه چيز براساس شايعات، حدس و گمان و اظهار نظرهاى عجيب و غريب شكل مى گيرد.

مردم برداشت هاى درستى از شركت هاى مشاوره اى ندارند و سئوال تكرارى همه از همديگر اين است كه چه بايد بخريم؟ خب مسلم است، من نوعى كه سهام شركتى را در قيمت هاى پايين خريده ام، دوست دارم براى رشد قيمت آن، گردش دادوستدهاى آن را افزايش دهم. تبليغات من براى اين سهم طبيعى است اما من نوعى چون دلال هستم، دوست دارم در كوتاه مدت از سهم خودم، سود ببرم. پس اگر شما را به خريد سهمى دعوت مى كنم، قطعاً منافع دارم.تكليف برخى سايت هاى اينترنتى هم كه كاملاً روشن است. هر چه شايعه در بازار منتشر مى شود، منشأ آن برخى سايت هاى اينترنتى است كه توسط برخى دلالان و سفته بازان اداره مى شود. اشاره من به سايت ها و وبلاگ هاى محترمى كه خط و مشى آموزشى در پيش گرفته اند، نيست. بلكه به سايت ها و وبلاگ هايى اشاره مى كنم كه اصولاً برپايه ديدگاه هاى تجارى بنا شده اند.

در هر صورت مجدداً تاكيد مى كنم مبادا روزى وسوسه شويد كه با شانس يا بخت و اقبالى، وارد بورس شويد اگر خواستيد دست به چنين اقدام خطرناكى بزنيد، لطفاً من يكى را مقصر ندانيد. من خيلى هنر داشته باشم، سعى مى كنم به «زيبا» همسرم، بقبولانم كه سرمايه گذارى «دارتى» در بورس تهران جواب نمى دهد.
 نقل از روزنامه شرق
مهرداد حسینی
جمعه ٥ تیر ،۱۳۸۳

بانکهای خصوصی جديد در راهند
رئيس كل بانك مركزي دومين روزي است كه پس از ماه ها سكوت با خبرنگاران سخن مي گويد. گرچه او معتقد است رئيس كل بانك مركزي نبايد خيلي با رسانه  ها گفت وگو كند اما خبرهاي متعددي كه پايان سال گذشته و اوايل سال جاري در حوزه پولي و بانكي كشور اتفاق افتاد ابراهيم شيباني كم حرف را مجبور كرد تا در برابر پرسش هاي متعدد خبرنگاران ظرف دو روز گذشته لب بگشايد. او روز گذشته در حاشيه جلسه هيات دولت در مقابل خبرنگاران قرار گرفت. شيباني در پاسخ به اين سئوال كه چرا از سال گذشته تاكنون مجوز ايجاد بانك خصوصي جديد داده نشده گفت: قرار است به زودي در اين رابطه تصميماتي اخذ شود. ولي شيباني نگفت كه چند بانك خصوصي امسال موفق به اخذ مجوز خواهند شد زيرا او از وجود تقاضاهايي كه به بانك مركزي براي اخذ مجوز بانك خصوصي رسيده اظهار بي اطلاعي مي كند. او گفت: واقعاً نمي دانم تعداد مجوزها چقدر است. رئيس كل بانك مركزي برنامه خود را در برابر اين تقاضاها تنها بررسي و تصميم گيري عنوان مي  كند. خبرنگاري از شيباني سئوال مي كند آيا شما با آقاي مظاهري در مورد جدايي بازار پول و سرمايه اختلاف نظر داريد؟ او گفت: چنين نيست. اما اختلافي با هم نداريم بلكه وفاق داريم. اين صحبت ها را هم الان دارم از شما مي شنوم.

سئوال بعدي خبرنگاران از شيباني در مورد بدهي هاي ۸/۳۲ ميليارد دلاري دولت به بانك مركزي است او پاسخ داد: بدهي ها كاملاً كنترل مي شود. در رابطه با دارايي و درآمدها كاملاً در سطح بين المللي است و هيچ مشكلي در اين رابطه نداريم. رئيس كل بانك مركزي ادامه داد: دولت به تدريج بدهي هاي خود را به بانك مركزي پرداخت مي كند. در قانون هم اين موضوع پيش بيني شده است. او همچنين در مورد اثرات چاپ اسكناس هاي درشت تر از جمله دو هزار توماني چنين گفت: چاپ اين اسكناس ها اثرات تورمي ندارد و نقدينگي اضافه نخواهد شد.

شيباني رقم قطعي تورم و نقدينگي را ۶/۱۵ درصد در پايان سال ۸۲ ذكر مي كند و معتقد است اين رقم ۲/۰ درصد نسبت به سال ۸۱ كاهش يافته است. او شتاب رشد نقدينگي را كنترل شده اعلام كرد و گفت: رشد نقدينگي نسبت به واحد كل ۱۵ درصد كاهش خواهد يافت ولي نسبت به واحد درصد ۲ درصد كاهش يافته كه اين خود يك موفقيت بزرگ است. رئيس كل بانك مركزي روند كاهشي براي نرخ تورم در سال  جاري پيش بيني مي كند. او اظهار اميدواري مي  كند امسال نرخ تورم كاهش يابد.

• برنامه چهارم به صحن علني مي رود

رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي با تاكيد بر نهايي شدن برنامه چهارم ظرف دو هفته آينده در مجلس شوراي اسلامي گفت: «مجلس از دو هفته ديگر در سه شيفت برنامه چهارم را بررسي مي كند.»

محمد ستاري فر كه در جمع خبرنگاران سخن مي گفت، درخصوص ماده ۳۲ قانون برنامه سوم درمورد اعتبارات پروژه هاي غيرانتفاعي اظهار داشت: در قانون بودجه بعد از انقلاب اين رديف مورد توجه قرار نگرفته است. در برنامه سوم براساس طرح چگونگي خودگردان كردن شركت  ها، ساماندهي شركت هاي مادر تخصصي و بسياري از طرح هاي توسعه اي كه موجبات رشد اشتغال را فراهم ساخته اند، بايد اعتبارات اين شركت ها كه به صورت وام دريافت كرده اند، به خزانه برگشت داده مي شد. در اين خصوص بحث هاي مفصلي صورت گرفت و جمع بندي اي كه از اين بحث ها به دست آمد اين بود كه اين وام ها جنبه توسعه اي داشته و چگونگي رشد آن محاسبه شده است ولي در مورد اينكه مطابق منطق حسابداري حساب و كتاب هاي آن بررسي شود چه قبل و چه بعد از انقلاب در مورد آن بررسي صورت نگرفته و محاسبه نشده است.

وي همچنين از تصويب لايحه مديريت خدمات دولتي در شوراي تحول اداري خبر داد و افزود: «مقرر شد كميسيون امور اجتماعي با حضور تعدادي از وزرا آن را بررسي كند.»

ستاري فر افزود: «دولت مايل است لايحه مديريت خدمات دولتي آماده و تحويل مجلس شود ولي با توجه به دستور كار فعلي مجلس، به احتمال زياد اين لايحه يكي از لوايحي است كه در دستور كار اوليه مجلس هفتم قرار خواهد گرفت.»

خبرنگاري از ستاري فر پرسيد: لايحه تامين اجتماعي به تصويب مجلس رسيد، سازمان مديريت با تاسيس كدام يك از وزارتخانه ها موافقت خواهد كرد. او گفت: فعلاً در حال كار كارشناسي اوليه هستيم تا پس از مطرح شدن و تائيد در دولت، بحث تاسيس وزارتخانه ها پيگيري شود. ولي الان نمي  توانم بگويم كدام يك از اين وزارتخانه ها تاسيس خواهند شد.

ستاري فر درخصوص تكميل طرح هاي نيمه تمام خاطرنشان كرد: ۲۵ هزار طرح نيمه تمام استاني داشتيم كه عملكرد استان ها در تكميل پروژه ها براساس آمار بالاي ۳۰ هزار پروژه تكميل شده در چند سال اخير است.

او گفت: ۸ هزار طرح ملي نيمه تمام داشتيم كه رويكرد دولت براي تامين اعتبارات عمراني تكميل اين طرح ها بوده است. به گفته وي تكميل عمراني در استان ها وجه غالب بوده و بخش اعظمي از اين پروژه ها تكميل شده است به طوري كه در بودجه ۸۳ دولت مجبور شد تا به ازاي اتمام دو پروژه استاني، پروژه جديدي را بپذيرد.

ستاري فر درخصوص تكميل پروژه هاي ملي گفت: بخش مهمي از اين پروژه ها تكميل شده و با ۵/۱ ميليارد دلاري كه مجلس براي برداشت از صندوق ذخيره ارزي تصويب كرد مقرر شد تا ظرف شش ماهه آينده بخش هايي از اين پروژه ها كه مربوط به آب، برق و حمل ونقل مي شود در نيمه دوم سال ۸۳ تكميل شوند.

او افزود: براساس آمارهاي موجود كشور ۸ هزار و ۵۰ طرح ملي مهم دارد كه از برنامه هاي اول، دوم و سوم باقي مانده است. من بارها گفته ام كه تمام اين طرح ها به قيمت سال ۸۰، ۳۲ هزار ميليارد تومان پول لازم دارد كه تكميل شود. به قيمت سال ۸۲ حدود ۵۰۰ ميليارد تومان پول تزريق شده كه به نسبت سال ۸۰ رقم روند جهشي داشته ولي هنوز كافي نيست.

رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور گفت: اگر طرح هاي ملي نيمه تمام بخواهد تكميل شود بايد كشور بتواند به ذخيره اي در حدود ۳۵ هزار ميليارد تومان براساس فهرست طرح هاي نيمه تمام سال ۸۳ تهيه كند.

او ادامه داد: در قانون بودجه سال گذشته ۸ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان براي تكميل اين طرح ها در نظر گرفته شد كه از اين ميزان ۶ هزار و ۵۰۰ ميليارد تومان تخصيص داده شده است.

به گفته وي حدود ۲ هزار ميليارد تومان نسبت به آنچه تخصيص داده شد، با عدم تحقق در بودجه عمراني ۸۲ مواجه شديم. او يكي از ادله ۵/۱ ميليارد دلار برداشت از حساب ذخيره ارزي را تامين كسري ناشي از بودجه عمراني ذكر مي كند و مي گويد: ۸۰۰ طرح نيمه تمام به ويژه در بخش آب، شبكه آبرساني و صنايع بالادستي و پايين دستي نفت و پروژه هاي نيمه تمام كشاورزي از جمله پروژه هاي مهمي بوده كه مجبور به برداشت از حساب ذخيره ارزي براي تكميل آنها شديم.
مهرداد حسینی
چهارشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۳

غصه نخوريد تحليل کنيد

 

در بورس اوراق بهادار معمولاً توصيه مى شود سرمايه گذارى بصورت بلند مدت برنامه ريزى شود. مطمئناً اولين سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه در شرايط فعلى و در بورس ايران سرمايه گذارى كوتاه مدت سود بيشترى دارد و بالعكس سرمايه گذارى بلندمدت علاوه بر اينكه سود قابل قبولى ندارد در مقاطعى كاهش ارزش سرمايه را به همراه دارد. توجه داشته باشيد كه سرمايه گذارى بلند مدت اصولى دارد كه به آنها اشاره مى كنيم :

اصل يكم - مهمترين اصل اين است كه حتى در بهترين شرايط ممكن است به دليل عدم دسترسى به اطلاعات نهانى قيمت سهم خريدارى شده افت كند و يا ...

از ارزش آن كاسته شود بنابراين اگر فرد سرمايه گذار كوتاه مدت برنامه ريزى كرده باشد ممكن است در چنين شرايطى مجبور به خروج از بازار شود و اين يعنى بدترين ضربه به بازار بورس و حتى خود شخص چه از نظر مسائل مالى و چه از نظر اثرات روانى، در اين شرايط فرد سرمايه گذار به دليل اثرات مخرب روانى تصميماتى عجولانه و نادرست خواهد گرفت و نهايتاً نتيجه مطلوبى به همراه نخواهد داشت، البته فراموش نكنيم وقتى براساس بررسى هاى نسبتاً دقيق اقدامى مى كنيم و با كاهش ارزش سرمايه مواجه مى شويم بهتر است به جاى غصه خوردن، رفتارمان را تحليل كنيم. بنابراين برنامه ريزى بلندمدت تنش هاى ناشى از كاهش ارزش سرمايه در كوتاه مدت را نخواهد داشت و فرد سرمايه گذار با آسودگى خاطر منتظر آينده خواهد ماند و در مقاطع كوتاه مدت ضرورتى براى نقد كردن سرمايه خود نمى بيند.

البته اين توضيحات با فرض انتخاب سهامى با ارزش ذاتى و گذشته مطلوب است كه در ادامه و توضيحات مربوط به نكاتى در خصوص انتخاب سهم به آن خواهيم پرداخت ضمناً لازم است در تمامى اصولى كه در اينجا مطرح مى شود به آنها توجه شود.

اصل دوم - همانطورى كه در اصل ۱ گفتيم معمولاً وقتى تصميم بلند مدت اتخاذ مى شود سهام با ارزش افزوده مناسبى كه در گذشته كسب كرده اند انتخاب مى شود و معمولاً تغييرات احتمالى و موقتى در بورس بر روى اينگونه شركت ها اثر مخربى نخواهد داشت و به راحتى آسيب پذير نيستند و در بلندمدت مجدداً شرايط بهبود را حتى اگر صدمه ديده باشند خواهيم ديد، البته دقت شود كه در برخى موارد نيز اينچنين نيست كه در توضيحات نكات انتخاب سهام به آنها اشاره شده است . فرض كنيد روى سهامى براى كوتاه مدت سرمايه گذارى كنيم و اين سرمايه گذارى فقط با توجه به بازدهى قابل توجه روزانه تصميم گيرى شود و به واسطه اينكه اين داستان همچنان ادامه دارد تصميمى براى فروش به موقع نگيريم چون بر اساس ارزش ذاتى و يا واقعى انتخاب صورت نگرفته، بنابراين اگر اوضاع تغيير كند و روند كاهشى ارزش سهم آغاز شود تا جايى كه حتى امكان نقد كردن آن فراهم نشود، خوب ادامه داستان مشخص و اين يعنى بدترين حالت براى سرمايه گذارى.

اصل سوم - وقتى شركت هايى با ديد بلند مدت انتخاب مى كنيد يعنى قبول داريد كه تصميم ديگرى براى پولتان نداريد حال شرايطى فراهم مى شود كه در ميان مدت و يا كوتاه مدت مى توانيد با سود مناسبى از بازار خارج شويد و با آرامش خاطر اقدام به فروش مى كنيد بنابراين مى توان برنامه ريزى درازمدت داشت و با اطمينان خاطر و ريسك كمتر حتى در كوتاه مدت از بازار خارج شد. پس هميشه با ديد درازمدت برنامه ريزى كنيد و در صورت لزوم در كوتاه مدت تصميم به فروش بگيريد .

اصل چهارم - فراموش نكنيد كه در هر خريد و فروشى مبلغى به عنوان ماليات، سازمان و كارگزار (در ايران و شرايط فعلى ۲ درصد ) كسر مى شود اگر فكر مى كنيد برنامه ريزى هاى كوتاه مدت سود بيشترى دارد مى توانيد تعداد معاملات و درصد هاى پرداختى را جمع بزنيد و با شرايط نگه داشتن سهمى در بلند مدت مقايسه كنيد، خوب در كوتاه مدت درگيرى هاى روزانه بيشتر است ريسك هاى خاص خود را دارد و آرامش در اين شرايط كمتر است بنابراين براى حصول نتيجه كنترل روند اتفاقات و تصميمات مى تواند مسائل زيادى را براى سرمايه گذار روشن كند.

اصل پنجم - جهت گيرى بازار به سمت سرمايه هاى كوتاه مدت سبب مى شود تا توجه به شركت هاى معتبر كه پشتوانه مالى قابل قبولى دارند كمتر شود و شركت هايى كه حرفى براى گفتن ندارند به صورت مقطعى سودى حاصل كنند و بزرگ جلوه داده شوند و از طرفى شركت هاى معتبر علاوه بر اينكه مجبور مى شوند وقت و سرمايه بيشترى براى حمايت در اين بازار قرار دهند و از هدف اصلى خود يعنى تامين نيازهاى مردم در بازار كالا و خدمات دور شوند و در نتيجه به صورت ناخواسته سهام شان ارزش واقعى خود را از دست دهد و نهايتاً به دليل جذب نقدينگى در بازار بورس، بازارهاى ديگر نيز تحت تاثير قرار گرفته و اينگونه شركت ها دو بازار خود را از دست مى دهند لازم به توضيح است كه مديريت دو بازار اصولاً كارى است بسيار مشكل و جهت هاى بازار در هر يك از اين دو بر ديگرى تاثير گذار است . لازم به توضيح است كه در بين شركت هايى كه در كوتاه مدت بازدهى خوبى دارند قطعاً شركت هاى با ارزشى نيز وجود دارد كه در هر صورت انتخاب آنها براى بلند مدت نيز سودآور است. در مبحث انتخاب سهم نكاتى درخصوص مديريت و جهت گيرى بازار ارائه خواهد شد.

اصل ششم - زمانى كه اوضاع سياسى اثرات منفى بر روى بازار بورس مى گذارد معمولاً بيشترين تاثير را بر سهام هايى كه ارزش ذاتى كمترى دارند مى گذارد بنابراين باز هم ديد دراز مدت باعث مى شود كه سهام هاى با ارزش ذاتى بيشتر را انتخاب كنيم و افت و خيزهاى مقطعى آنها نگرانى كمترى به همراه داشته باشد.

اصل هفتم - اصولاً سهامدار مى شويم تا شركت ها با پشتوانه مالى سرمايه هاى كوچك به بقا و رشد خود ادامه دهند و تلاش مى كنند تا سهامداران بيشترى از دو طريق جذب كنند: اول سود حاصل از سرمايه گذارى و دوم ارائه كالا و خدمات مورد پسند مشترى. بنابراين شركتى را براى سرمايه گذارى انتخاب كنيم كه از خود مايه اى دارد و در جهت جلب رضايت مشترى تلاش هاى مضاعفى مى كند اگر ديدگاه اين باشد قطعاً سرمايه گذارى بلند مدت معنى واقعى خود را پيدا مى كند. شايد اين سئوال طرح شود كه اگر همه بلند مدت سرمايه گذارى كنند پس چگونه معامله شكل مى گيرد ؟ همان گونه كه مى دانيد انجام معامله ناشى از اختلاف سليقه است و خاتمه يك سرمايه گذارى شروعى براى سرمايه گذارى ديگرى است كه ممكن است هر دو در مقطع زمانى خود تصميم به سرمايه گذارى بلندمدت داشته اند.
نقل شده از آقاي فرهاد امين - روزنامه شرق

مهرداد حسینی
خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

دوستان

 

وبلاگهای بورسی

تالار حافظ

بازارمالی

نوسان

کامیار فراهانی

مدیریت سهام

پرشیا استاک

اقتصاد-بورس-بانکداری

بازار تجارت و سرمایه

پرتفوی

پشت آینه

بازار سرمایه ایران

infomercial

تالار شیشه ای

شهریاری

بورس

رضا آزاد

کارگزار

راست بازار

مدیر

خاطرات یک مدیر

 اخبار داغ بازار بورس

اخبار داغ تدبیر اندیش

 

سایتهای بورسی

سازمان بورس اوراق بهادار

 خدمات بورس ایران

پارس پورتفولیو

آبان بروکر

سرمایه دات کام

سرمایه گذاری راهبرد

آریا سهم

بازار بورس

تضمین بازار

سهم ایران

سرمایه گذاری

شرکت کارگزاری مفید

شرکت کارگزاری تدبیرگر سرمایه

پارس اینوستمنت

ایران استوکس

نیک پاسارگاد

بازتاب

بازار بورس

اطلاع رسانی بانک و بیمه

دکتر عبده تبریزی

بورس فلزات لندن

تهران اکونومیست

بانک توسعه صادرات ایران

 

روزنامه های اقتصادی

روزنامه شرق

دنیای اقتصاد

پول

جهان اقتصاد

اقتصاد و هدف

صبح اقتصاد

حیات نو

ابراراقتصادی

عصر اقتصاد

 

شرکتها

صنعتی ایران خودرو

توس گستر

شانا

 سرمایه گذاری تکادو

توسعه صنایع بهشهر

صدرا

چادرملو

سایپا

سرمایه گذاری پتروشیمی

 

شبکه های خبری

پارس نیوز