تالار حافظ

یکشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸۳

مرگ پرويز گيلانی

 
 
 اوايل تابستان بود و شركت هاي بورس تهران رفته رفته، خود را براي برپايي مجامع عمومي، آماده مي كردند. طبق قانون تجارت رايج در ايران، هر شركتي موظف است بعد از به پايان رساندن يك سال مالي، ضمن ارائه گزارش هاي ساليانه، صورت هاي مالي خود را نيز به عموم سهامداران عرضه كند. تصميم گيري در مورد تقسيم شدن يا نشدن سود، انتخاب بازرس و انتخاب روزنامه رسمي و ده ها مورد كوچك و بزرگ ديگر، از جمله وظايف مجامع عمومي شركت هاست. من در مورد مجامع عمومي فقط مطالعه كرده بودم اما در تمام زندگي ام، هيچ وقت در مجمع عمومي يك شركت، حاضر نشده بودم.محمودي يك روز صبح زود زنگ زد و از من خواست كه به ديدن صابري بروم. من بلافاصله به ديدن صابري رفتم و او هم من را با سه مرد غريبه، آشنا كرد.شماره تلفن ها رد و بدل شد، قرارها گذاشته شد و بعد از رفتن مردان غريبه؛ صابري برايم توضيح داد كه در مجمع شركت (...)؛ مديرعامل شركت سرمايه گذاري(...) را چگونه سئوال پيچ كنم. قرار بود من، نقش يك سهام دار كوچك شركت را بازي كنم و در نهايت هم به هر بهانه اي كه شده، با او درگيري ايجاد كنم. مردان غريبه هم قرار بود، در اين بازي من را ياري كنند.صابري مطلع بود كه قرار است چند روز ديگر نماد معاملاتي شركت (...) متوقف شود، بنابراين به كارگزارش دستور داد كه تعداد دو هزار برگه سهم آن شركت را به نام من كند.با داشتن اين تعداد سهم، من مي توانستم، به راحتي در جلسه مجمع عمومي شركت، حاضر شوم.كم كم داشتم متوجه مي شدم كه محمودي، من را به يك بازي خطرناك كشانده است. او قصد داشت، با ايجاد جنجال، مانع تحقق اهداف هيأت مديره شركت براي گرفتن مجوز افزايش سرمايه از جمع شود. علاوه بر اين، محمودي بدش نمي آمد كه از طريق ايادي و گماشته هاي خود، ترس زيادي در مجامع شركت ها ايجاد كند.بعدها فهميدم، محمودي ودوستانش سهم زيادي از شركت (...) داشته اند و هدفشان از ايجاد جنجال در مجمع عمومي، فقط براي تقسيم سود بوده است.به هر صورت، چند هفته اي گذشت و من به سفارش محمودي، در چند مجمع عمومي شركت كردم.اين جلسه ها براي من خيلي كارساز بود. كاملاً با مكانيزم برپايي و اداره مجامع آشنا شدم و ياد گرفتم، چگونه مجامع شركت ها را برهم بزنم.در همان روزها، يك بار براي شركت در مجمع شركت (...) به سالن محل جلسه رفتم.تا روي صندلي نشستم، يك باره صداي داد و بيدادي از انتهاي سالن بلند شد.كناري ام گفت: دوباره سر و كله اين مرتيكه پيدا شد.
پرسيدم كي؟ گفت؛ بعضي ها اسمش را گذاشته اند «غلام همزن». هميشه مجامع را به هم مي  ريزد.
پرسيدم چرا مجامع را به هم مي ريزد؟
گفت؛ كلاشي است، اين هم نوعي كاسبي است. برگشتم و به قيافه «غلام» نگاه كردم. مردي بود قلدر و چهارشانه. سيگار مي كشيد و با سبيل هايش ور مي رفت.چند دقيقه بعد، در حالي كه منشي جلسه داشت گزارش هاي حسابرسي شركت را قرائت مي كرد. دوباره سر و صداي غلام بلند شد.داد مي كشيد و مي گفت؛ كسي حق ندارد با سهام دار خرد اين گونه رفتار كند. اصلاً به تو چه مربوط است كه من سيگار مي كشم. دلم مي خواهد به تو چه... جنجال غلام دوباره، سه باره و چند باره تكرار شد. و هر بار كار مجمع را مختل مي كرد.روش غلام را كاملاً ياد گرفتم. برهم زدن مجمع با هر بهانه اي. غلام كاملاً موفق بود. او توانست مجمع شركت را تعطيل كند. از كارش بدم  آمد، اما از جسارت او كيف كردم.چند روز بعد، آگهي برپايي مجمع عمومي شركت (...) در روزنامه ها چاپ شد. صابري و محمودي هم آن روز زنگ زدند. محمودي گفت؛ كاملاً آماده باش، به همه چيز كاملاً فكر كن. روزهاي سرنوشت ساز تو دارد نزديك مي شود.نمي دانم چرا. اما كم كم از حرف هاي محمودي،  نگران مي شدم. كاري كه او از من مي خواست خيلي خطرناك نبود اما در عرض مدت كوتاهي، آدم را بدنام مي كرد. مثل شخصيت «غلام همزن». روز موعود رسيد و من كه حالا ريش هم گذاشته بودم، مثل ده ها سهام دار ديگر، براي شركت در مجمع عمومي شركت (...) وارد سالن شدم.گوشه سالن يعني جايي كه آدم هاي زيادي نشسته بودند، سرپا ايستادم و به بقيه خيره شدم. چند نفري از بين آن همه سهام دار دوست و آشناي من بودند. اما حواس هيچ كدامشان به من نبود. جلسه مجمع شروع شد و يك نفر شروع كرد به قرائت كردن گزارش مالي شركت.
مديرعامل شركت، در رديف اول سالن نشسته بود و اطراف او را چند مرد ريز و درشت، گرفته بودند. پيشنهاد «افزايش سرمايه» از سوي هيأت مديره شركت مطرح شد و منشي جلسه از سهام داران خواست كه در مورد آن نظر بدهند. انگار وقت اجراي مأموريت رسيده بود.
پرويز گيلاني، كسي كه پيش از اين نمي توانست، درست صحبت كند، يك باره نعره بلندي كشيد. صداي او در سالن پيچيد و همه برگشتند حيران نعره كش ناشناس را نگاه كردند. رگبار «اراجيف» پرويز گيلاني هيأت مديره شركت (...) را به وحشت انداخته بود. صاحبان سهام، بازرسين شركت، سهام داران و كل جمعيت سالن از نعره هاي «پرويز گيلاني»، متعجب شده بودند. هر كسي چيزي مي گفت: ما شنيديم كه يك نفر ورود گيلاني را به جمع «چماقداران مالي» تبريك گفت. «پرويز»، پسر ننه اقدس گيلاني، كسي كه از سايه خودش هم مي ترسيد، در عرض چند دقيقه به گروه فشار مجامع شركت هاي بورس تبديل شده بود. مريم از لابه لاي جمعيت داشت نگاهم مي كرد. چيزي از ازدواج ما نگذشته بود، اما حس كردم به زودي از من خداحافظي خواهد كرد. او داشت دست و پا زدن مردي را تماشا مي كرد، كه تا چند دقيقه پيش، نامش «پرويز گيلاني» بود. مرد جواني از دل جمعيت به سوي «پرويز گيلاني» خيز برداشت، اما با چند مشت و لگد، به عقب رانده شد. بعدها گفتند، او مديرمالي شركت بوده است. يكي ديگر از مردان اطراف مديرعامل، نه براي دعوا، بلكه براي دعوت به آرامش به سوي پرويز گيلاني خيز برداشت، اما دوستان محمودي اجازه ندادند، نزديك شود. مجمع كاملاً متشنج شد و هيچ كس مجال اعتراض نداشت. «پرويز گيلاني» كار خودش را كرده بود.جلسه مجمع به پايان رسيد، سهام داران به افزايش سرمايه شركت رأي ندادند و كل سود شركت بين همه تقسيم شد. محمودي به همه خواسته هاي خود رسيده بود.سهام داران از جلسه مجمع بيرون آمدند، هوا داغ بود، و مردي كه «پرويز گيلاني» نام داشت، در سوگ مرگ خودش سيگاري آتش زد. خيابان شلوغ بود و داغ.
پرويز گيلانی

مهرداد حسینی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

دوستان

 

وبلاگهای بورسی

تالار حافظ

بازارمالی

نوسان

کامیار فراهانی

مدیریت سهام

پرشیا استاک

اقتصاد-بورس-بانکداری

بازار تجارت و سرمایه

پرتفوی

پشت آینه

بازار سرمایه ایران

infomercial

تالار شیشه ای

شهریاری

بورس

رضا آزاد

کارگزار

راست بازار

مدیر

خاطرات یک مدیر

 اخبار داغ بازار بورس

اخبار داغ تدبیر اندیش

 

سایتهای بورسی

سازمان بورس اوراق بهادار

 خدمات بورس ایران

پارس پورتفولیو

آبان بروکر

سرمایه دات کام

سرمایه گذاری راهبرد

آریا سهم

بازار بورس

تضمین بازار

سهم ایران

سرمایه گذاری

شرکت کارگزاری مفید

شرکت کارگزاری تدبیرگر سرمایه

پارس اینوستمنت

ایران استوکس

نیک پاسارگاد

بازتاب

بازار بورس

اطلاع رسانی بانک و بیمه

دکتر عبده تبریزی

بورس فلزات لندن

تهران اکونومیست

بانک توسعه صادرات ایران

 

روزنامه های اقتصادی

روزنامه شرق

دنیای اقتصاد

پول

جهان اقتصاد

اقتصاد و هدف

صبح اقتصاد

حیات نو

ابراراقتصادی

عصر اقتصاد

 

شرکتها

صنعتی ایران خودرو

توس گستر

شانا

 سرمایه گذاری تکادو

توسعه صنایع بهشهر

صدرا

چادرملو

سایپا

سرمایه گذاری پتروشیمی

 

شبکه های خبری

پارس نیوز