تالار حافظ

شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۳

يک نماد بد يک نماد خوب

053025.jpg
يك نماد بد
حتى يك مو هم بر روى سرش ندارد. چشم هايش آنقدر درشت هستند كه آدم را ياد كارتون هاى ژاپنى مى اندازند، كارتون هايى كه ژاپنى ها در حسرت داشتن چشم هاى درشت، براى شخصيت هاى اين كارتون ها چشم هايى به شكل دايره مى كشند. به قول حداد عادل وزير مجلس امروز خودمان، خياط آفرينش يادش رفته چند كوك آخر چشم هاى ژاپنى ها را باز كند. حتماً آنها با ديدن آدم هايى مثل ريچارد گراسو كه درست نقطه مقابل خودشان است خيلى تعجب مى كنند و از خودشان مى پرسند كه چشم هاى آدم چقدر مى توانند بزرگ باشند! اما گراسو به خاطر درشت بودن چشم هايش نيست كه شهرت دارد. شهرت او به خاطر رياست چند ساله اش بر بزرگترين بازار بورس دنيا و بعد كنار رفتن پر سر و صدا و جنجالى وى از اين سمت در سال گذشته است. او در زمان حوادث تاريخ ساز يازده سپتامبر درست در همان شهرى كه مركز بحران و ناامنى بود رياست بزرگترين بازار سهام دنيا را بر عهده داشت. در فاصله نسبتاً كوتاهى پس از فرو ريختن برج هاى دوقلوى مركز تجارت جهانى وى بر روى بالكن مشهور بورس وال استريت رفت و با لحنى كه شبيه فراخوان يك فرمانده جنگى به جنگ بود سرمايه گذاران را با حرارت تشويق به ورود به ساختمان بورس كرد. او بر روى بالكن ساختمانى سخنرانى كرد كه نماى بيرونى آن را پرچم آمريكا شكل مى دهد. گراسو در آن زمان چنان با حرارت سخن مى گفت كه توانست تا حدودى بر احساس ناامنى موجود فائق آمده و بورس وال استريت را ولو به صورت محدود به فعاليت وا دارد. پس از آن رسانه هاى آمريكا كه به دنبال چنين سوژه هايى مى گشتند رئيس ۵۸ ساله را بدل به يك قهرمان ملى ساختند. وى شهرت يافت كه وال استريت را از مرگ نجات داده و احياگر مجدد قلب اقتصاد آمريكا است. مرد درشت چشم در حالى كه سال ۲۰۰۱ يك ابرمرد خوانده شد در آستانه ورود به سال ۲۰۰۴ سمبل بيمارى هاى اقتصادى آمريكا بود. قهرمان ديروز بدل به چهره منفى امروز شد. گفته مى شود كه وى ۱۴۰ ميليون دلار به شيوه اى مشكوك از چند شركت حاضر در بورس دريافت كرده است. آنقدر سر و صدا شد كه گراسو چاره اى به جز كناره گيرى پيدا نكرد. دست اندركاران بورس در نيويورك شروع به جمع كردن امضا براى درخواست كناره گيرى مدير كردند اما او قبل از آن كه امضا كردن ها به پايان برسد خودش كنار رفت. آنچه كه به عنوان انتقاد عليه گراسو مطرح شد تنها همين موضوع دريافت مبلغ ياد شده نبود بلكه ميزان حقوق سالانه مدير بورس هم مورد ايراد واقع مى شد. منتقدان مى گفتند در حالى كه آلن گرينسپن رئيس بانك مركزى كشور، بسيار كمتر از گراسو حقوق مى گيرد باز هم گراسو حقوق خود را افزايش مى دهد. گراسو را نماد دوران ركود اقتصادى آمريكا طى سال هاى اخير مى خوانند. در شرايطى كه مديران شركت هاى بزرگ آمريكايى نظير انرون و ورلدكام با اتهامات مالى روبه رو شدند مدير قلب اقتصاد آمريكا نيز به پيروى از همين جو غالب درگير رسوايى مالى شد. او به عنوان نماد رسوايى هاى مالى در دوره اى بد از اقتصاد آمريكا كنار رفت. شايد بدشانس بود كه در دوره اى بد بر بورس شهر نيويورك رياست كرد. خودش مى گفت از همان روزى كه به عنوان يك كارمند ساده به استخدام بورس درآمد مى دانست كه رئيس آن مى شود. البته قبل از بورس به سراغ اداره پليس رفته و فرم استخدام در پليس را پر كرده بود. اما به خاطر ضعف بينايى در امتحان رد شد. داوطلب سابق استخدام در پليس حالا به عنوان رئيس سابق بورس نماد مديرانى است كه ميل و اشتياق بى حد و مرز به پول دارند. فردى كه به صورت موقت جانشين گراسو شد براى كم رنگ كردن آنچه كه گراسو انجام داده بود يك كار ابتكارى انجام داد. وى با حقوق سمبليك يك دلار در ماه رياست بورس وال استريت را بر عهده گرفت. اگر گراسو نشان داد كه براى به دست آوردن مبالغ ميليونى سه رقمى نيازى به كار طاقت فرسا نيست، جانشينش سعى كرد چنين القا كند كه نبايد حتى انتظار حقوق معمول خود را هم داشت. همان گونه كه اشاره شد رفتار و شخصيت گراسو سمبل يك دوره اقتصادى است، دوره اى كه آمريكا دوست ندارد هيچگاه آن را تكرار كند. يازده سپتامبر هم جزيى از اين دوره است و شايد هم محور آن.
053181.jpg
يك نماد خوب
نام آلن گرينسپن بى شك در اقتصاد آمريكا نامى اسطوره وار شده است. هر كس هم كه جاى او بود شايد با توجه به عملكرد رئيس بانك مركزى آمريكا همين وضعيت را پيدا مى كرد. او طى دهه نود كه آمريكا يكى از بهترين دوره هاى اقتصادى خود را طى كرد رياست بانك مركزى آن را بر عهده داشت و برخى از دلايل اين رشد هم به سياست هاى پولى و مالى گرينسپن برمى گشت. او چنان وجهه اى به دست آورده كه عنوان هايى نظير جادوگر و شعبده باز حتى حالا هم كه اقتصاد آمريكا چندان شرايط خوبى ندارد باز هم به وى اطلاق مى شود. اگر چه اكنون برخى مى گويند كه جادوگر پير ديگر نمى تواند مانند دهه نود جادو و شعبده به خرج دهد، اما او چنان هاله اى از «تقدس اقتصادى»، به دست آورده كه بسيارى از منتقدان ترجيح مى دهند وى را در وضعيت موجود بى گناه تلقى كرده و تقصير را به گردن ساير دست اندركاران اقتصاد آمريكا بيندازند. به عبارت ديگر گرينسپن خود را به عنوان يك نماد خوب در اقتصاد آمريكا مطرح كرده و تغيير اين نماد در ذهن ديگران چندان راحت نيست، ولو آنكه كاركرد اوليه خود را از دست داده باشد. چند ماه پيش جورج بوش به هنگام تمديد دوره رياست گرينسپن براى بار چهارم، تأكيد كرد كه وى «كارهاى فوق العاده اى» انجام داده است. گرينسپن ۱۷ سال است كه بر بانك مركزى آمريكا كه به آن فدرال رزرو مى گويند رياست دارد و از زمان آغاز رياست جمهورى بوش تاكنون ۱۳ بار نرخ بهره را كاهش داده است. او مى كوشد تا با كاهش نرخ بهره سرمايه گذار ى ها را افزايش داده و وضعيت اقتصاد را بهبود بخشد. اگرچه اقتصاددان پير در اين راه موفقيت هايى داشته اما كسرى هاى بودجه و تراز تجارى هنوز هم مانعى بزرگ براى احياى اقتصاد آمريكا هستند، اقتصادى كه لقب لوكوموتيو اقتصاد دنيا لقب گرفته و هر تغييرى در آن بر كل اقتصاد دنيا اثر مى گذارد. اكنون گرينسپن به عنوان يك مرد قدرتمند اقتصادى با نوعى دوراهى مواجه شده است. براى بهبود ارزش دلار چاره اى به جز افزايش نرخ بهره نيست، اما افزايش نرخ بهره باعث بروز نوعى بحران در رشته زمين و مسكن در آمريكا مى شود. او طى سال هاى اخير همانند خود آمريكا با دردسرهاى زيادى روبه رو بوده كه حداقل بسيارى از آنها مرتبط با حوادث يازده سپتامبر هستند، اما هيچگاه دوران خوش رياستش در زمان دولت كلينتون را از ياد نخواهد برد. روزهاى خوش زندگى وى قطعاً همان روزها خواهند بود: رشد نجومى شركت هاى اينترنتى و اقتصاد موسوم به «اقتصاد نوين» همه را مسحور خويش ساخته بود. بورس چنان سود مى داد كه فرهنگ مديران و سرمايه گذاران تغيير مى كرد و همگان سياست هاى سياستمداران اقتصادى و در رأس آنها گرينسپن را مى ستودند. مى گويند وى ژانويه سال ۲۰۰۶ يعنى در نيمه دوره جديد رياست خويش، خود را بازنشسته خواهد كرد. آن زمان در آستانه هشتادمين سالگرد تولدش خواهد بود و احتمالاً پس از بيست سال رياست به عنوان يكى از قوى ترين مديران بانك مركزى آمريكا در طول تاريخ نامش ثبت مى شود. او اقتصاد آمريكا را در جريان سه جنگ و دو دوره ركود هدايت كرد و توانست استانداردهاى جديدى در سياست هاى اقتصادى به وجود آورد. در سال ۱۹۸۷ ريگان وى را به رياست بانك مركزى برگزيد و او را مردى كاملاً مطمئن خواند. هم جمهوريخواهان و هم دموكرات ها طى دولت هاى خويش از آن زمان به بعد به نظرات وى توجه داشتند. البته مى توان گفت كه دهه هفتاد عمرش بسيار پربارتر از دهه هشتاد آن خواهد بود.
روزنامه شرق

مهرداد حسینی

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

دوستان

 

وبلاگهای بورسی

تالار حافظ

بازارمالی

نوسان

کامیار فراهانی

مدیریت سهام

پرشیا استاک

اقتصاد-بورس-بانکداری

بازار تجارت و سرمایه

پرتفوی

پشت آینه

بازار سرمایه ایران

infomercial

تالار شیشه ای

شهریاری

بورس

رضا آزاد

کارگزار

راست بازار

مدیر

خاطرات یک مدیر

 اخبار داغ بازار بورس

اخبار داغ تدبیر اندیش

 

سایتهای بورسی

سازمان بورس اوراق بهادار

 خدمات بورس ایران

پارس پورتفولیو

آبان بروکر

سرمایه دات کام

سرمایه گذاری راهبرد

آریا سهم

بازار بورس

تضمین بازار

سهم ایران

سرمایه گذاری

شرکت کارگزاری مفید

شرکت کارگزاری تدبیرگر سرمایه

پارس اینوستمنت

ایران استوکس

نیک پاسارگاد

بازتاب

بازار بورس

اطلاع رسانی بانک و بیمه

دکتر عبده تبریزی

بورس فلزات لندن

تهران اکونومیست

بانک توسعه صادرات ایران

 

روزنامه های اقتصادی

روزنامه شرق

دنیای اقتصاد

پول

جهان اقتصاد

اقتصاد و هدف

صبح اقتصاد

حیات نو

ابراراقتصادی

عصر اقتصاد

 

شرکتها

صنعتی ایران خودرو

توس گستر

شانا

 سرمایه گذاری تکادو

توسعه صنایع بهشهر

صدرا

چادرملو

سایپا

سرمایه گذاری پتروشیمی

 

شبکه های خبری

پارس نیوز