شرق وارد بورس می‌شود

پرويز گيلانى: بچه هاى گروه اقتصادى روزنامه شرق، قرار است، روز يكشنبه در نمايشگاه مطبوعات حاضر شوند. من هم دارم سعى مى كنم كه قرار هاى كارى ام را به هم بزنم و روز يكشنبه به اتفاق دوستان روزنامه در غرفه «شرق» حاضر شوم. اميدوارم شما هم وقت كنيد و سرى به غرفه روزنامه مورد علاقه خودتان بزنيد. البته مراقب باشيد كه تالار بورس يك دفعه از سهامداران باهوشى مثل شما خالى نشود. اما حالا كه در بطن نمايشگاه كتاب و مطبوعات قرار داريم بد نيست در مورد ارتباط رسانه ها و بازار هاى سرمايه چند خطى بنويسم. چند روز پيش كه آقاى «عطريانفر» را در تحريريه روزنامه ملاقات كردم به ايشان پيشنهاد دادم كه شرايط ورود روزنامه «شرق» به بورس را فراهم كنند. محمد قوچانى سردبير روزنامه هم آنجا حضور داشت و احساس كردم اين جمله هر دوى دوستان را به فكر فرو برد. دوستان حتماً مى دانند كه معمولاً بازار هاى سهام در تمام دنيا به نوعى ويترين اقتصاد كشور ها هستند.

فرقى نمى كند بورس كابل هم كه باشد، نقش ويترين اقتصاد افغانستان را دارد و يا بورس نيويورك كه نمايانگر اقتصاد ايالات متحده است. در بورس ها، باشگاه هاى فوتبال، چاپخانه ها، هتل ها، دانشگاه ها و كارخانجات مختلف حضور دارند. اگر بخواهم ساده تر بگويم هر بنگاه يا موسسه اى كه به نوعى درگير كار هاى اقتصادى است و سودآورى دارد مى تواند وارد بورس شود و سهام خود را به عموم مردم عرضه كند. باورتان نمى شود اگر بگويم كه در ايالات متحده آمريكا گذشته از كمپانى هاى كوچك و بزرگ فيلمسازى، باشگاه هاى بدنسازى، استخر هاى شنا و سونا و حتى شركت هاى جمع آورى زباله هم وارد بورس شده اند. عجيب است نه؟ پس حالا خوب توجه كنيد. خبرگزارى هاى بى بى سى آسوشيتدپرس، رويتر، دويچه وله و تلويزيون هاى معروفى مثل يورونيوز، سى ا ن ان، بى بى سى و حتى روزنامه هايى مثل يو اس اى تودى، يوميورى ژاپن، بيلد آلمان و حتى هفته نامه هاى تخصصى هم در بورس هاى معتبر دنيا سهام عرضه كرده اند.

اصولاً كاركرد رسانه ها در كشور هاى پيشرفته، بر پايه معادلات خاص اقتصادى تنظيم شده و مديران آنها استاندار د هاى خاصى را براى افزايش توان اقتصادى نشريات خود تدوين كرده اند. زمانى كه يك نشريه مجبور است براى ادامه حيات فرهنگى و سياسى خود به دنبال راه هاى كسب درآمد باشد ناخودآگاه وارد حيطه كار اقتصادى شده است در صورتى كه حساب ها شفاف باشد و دخل و خرج ها رابطه اى مناسب پيدا كند، طبيعى است كه بنگاه به سودآورى رسيده است. بنابراين فرقى نمى كند كه آن بنگاه نوشابه توليد كند يا فيلم هاى سينمايى. ورود بنگاه ها به بورس گذشته از نتايج مثبتى كه در معادلات پولى و سرمايه اى كشور دارد، نتايج قابل ملاحظه اى نيز در ادامه حيات خود بنگاه خواهد داشت. در اين حالت بنگاه مى تواند به جاى استقراض از سيستم بانكى، سهام به مردم واگذار كند و وجوه آن را صرف افزايش توان توليد و توسعه شركت كند. فرض كنيد روزنامه شرق روزى وارد بورس شود، مى دانيد كه آنوقت چه اتفاقى خواهد افتاد؟ آن وقت مى تواند از طريق قابليت هايى كه در بورس وجود دارد، افزايش سرمايه بدهد و مثلاًً از كشور آلمان، جديدترين تكنولوژى چاپ روزنامه را وارد ايران كند. اين چاپخانه مى تواند كار چاپ چند روزنامه مختلف را بر عهده بگيرد و به سودآورى مجموعه روزنامه شرق كمك كند.

آن وقت فكرش را بكنيد كه تحريريه روزنامه ناچار است براى اينكه تعداد خوانندگان روزنامه را افزايش دهد كيفيت اخبار و گزارش ها را نيز بالا ببرد. مثل روزى كه «شرق» تيتر اولش را به دستگيرى صدام اختصاص داده بود مى گويند آن روز، ساعت ۹ صبح ديگر روزنامه شرق را در هيچ كجاى تهران نمى شد پيدا كرد. بنابراين رابطه تيراژ و خواننده و توفيق در جذب آگهى و پيام هاى بازرگانى قطعاً در سودآورى روزنامه تاثير خواهد گذاشت. علاوه بر آن بورس تنها بازارى است كه عملكرد مديران بنگاه ها در آن مورد ارزيابى قرار مى گيرند. براى سهامداران خيلى مهم است كه مثلاً مدير فلان شركت چه كسى باشد. به اين ترتيب خيلى اهميت دارد كه اگر شرق وارد بورس شود در تحريريه آن چه كسانى قلم زنى كنند. بنابراين هر اتفاقى كه قرار است در تحريريه روزنامه ايجاد شود، بايد جزئيات آن طى اطلاعيه هاى شفافى به بازار منتقل شود. چرا چون در روزنامه ها هم مثل باشگاه هاى فوتبال، دارايى ها انسانى است نه سرمايه اى. خلاصه ورود خبرگزارى ها و مطبوعات و حتى شبكه هاى تلويزيونى به بورس مى تواند امكان پذير شود. قطعاً شرط اصلى ورود هر بنگاهى بايد سودآورى باشد، روزنامه ها هم از اين قاعده مستثنى نيستند. هر چند تلويزيون جمهورى اسلامى و خبرگزارى ايرنا زيانده ترين شركت هاى كشور محسوب مى شوند اما روزنامه هايى مثل همشهرى، شرق، ايران و جام جم كه از تيراژ و سودآورى نسبى برخوردار هستند مى توانند وارد بورس شوند. موضوع سرمايه مورد نياز ساختار ادارى و مالى مناسب و تنظيم صورت هاى مالى استاندارد از شرايط اصلى ورود بنگاه ها به بازار سهام است. تا آنجا كه من تحقيق كرده ام، هيچ كدام از روزنامه هاى فعلى كشور ما شرايط پيوستن به بورس را ندارند چرا كه ساختار آنها مطلقاً استاندارد نيست و اصولاً آنها شرايط لازم براى سود آورى را ندارند. گذشته از آن نبود قانون جامع مطبوعات و نبود امنيت لازم براى ادامه حيات روزنامه از جمله مشكلات اصلى پيوستن روزنامه ها به بورس است. هنوز مطبوعات در ايران جايگاه واقعى خود را پيدا نكرده اند و اصولاً نمى توانند امنيت واقعى داشته باشند. در هر صورت توضيحاتى كه به آن اشاره كردم دستمايه صحبتى بود كه در شرق مطرح شد و مناسب ديدم كه قسمتى از آن را براى شما هم بازگو كنم در ضمن بايد به اطلاع همه دوستان برسانم كه به زودى در همين ستون به مسائل آموزشى هم خواهم پرداخت و براى اطلاع دوستان تازه خودم، سبك هاى مختلف دادوستد سهام و نحوه تحليلگرى مالى را آموزش خواهم داد. طراحى وبلاگ من هم تقريباً نهايى شده و به زودى آدرس آن را به اطلاع شما خواهم رساند. روز يكشنبه در غرفه مطبوعات نمايشگاه بين المللى همديگر را ملاقات خواهيم كرد

/ 0 نظر / 5 بازدید